<صنايع نوين پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۸۴

آقا طرف مقيم کانادا هست، استاد دانشگاه هست، ولى مياد اين‌جا از صنايع نوين ايران براى صنايع نظامى … بودجه‌ى تحقيقاتى مى‌گيره. بهش که اعتراض مى‌کنى، جلسه رو بهم مى‌ريزه و حرف‌هايى مى‌زنه که … بى خيال. به قول هاشمى شما از فرهيختگان اين مملکت هستيد؛ چرا اين‌طورى صحبت مى‌کنيد. اون يکى تازه از راه رسيده، بودجه‌هاى چند ميلياردى بهش ندادند، همين صد و پنجاه ميليون رو بگير، برو ناظر هم از خودمونه. يه حلقه است، الف ناظر ب، ب ناظر پ … ى هم ناظر الف. کل بودجه چقدره مگه، همش۱۰ميليارد، آقا خرج مى‌کنند تا چند تا دکتر تحصيل کرده‌ى خارج دوستشون داشته باشند و رساله‌ى عمليه‌ى آقا را روى ميزشون بگذارند تا همه ببينند.

ديگه گذشت دوره غرضى. يه زمانى جنگ بود، مرز‌ها بسته‌بود، از شما مى‌خريدند. اصلاحات‌چى‌ها هم تا تونستند به چينى‌ها حال دادن؛ حيف که اين ارزشى‌ها نگذاشتند، رابطه‌مون با آمريکا درست بشه، لا‌اقل تجارت جهانى راهمون بدند. فقط موندم چه سرى تو اين خودرو هست که صنعت داخلى محسوب ميشه، ولى … بازم بى‌خيال.
حالا چى فکر کردى، کابينه‌ى بعدى از هر جناحى که باشه ديگه کسى از شما نمى‌خره. مگه تو دنياى امروز ميشه درها رو بست. بله تا فرصت هست، اگه سوبسيدها را دور نريزند و واقعن به صنعت کمک کنند، ولو اين‌که محصولشون رو نخرند، ممکنه صنعت مملکت نجات پيدا کنه. و الا نه سياست ساخت چرخ‌گارى تو گل‌خونه جواب ميده، نه ميشه همين طورى دو دستى همه چيز رو تحويل خارجى‌ها داد. اما آخه بدبختى مملکت ما اينه که تا ميگيم کمک، رانت پيش مياد. آقايى که با رانت رفته دکترى گرفته برگشته ادعا مى‌کنه تيم پروژه نرم افزارى پنجاه نفرى ايجاد مى‌کنه. يا براى پروژه‌اى که تا حالا ده بار تو مرکز تحقيقات مخابرات انجام شده و ده تا شرکت از مرکز صنايع نوين براى اجراى اون پول گرفتند، پروپوزال ۱۰ ميلياردى ميده.
در مورد مرکز تحقيقات مخابرات ميگن، نيروى مديريتى و کارى براى بخش خصوصى مخابرت تأمين کرده. عماد و مرکز صنايع نوين بجز تأمين نيرو براى Silicon Valley چه کار مثبتى کرده‌اند؟

نيما قديمى :: May 12, 2005 :: عمومی

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/22

نظرات شما:

از يك حكومت ديكتاتوري بيش از اين همهنميشه توقع داشت :-(

نوشته شده توسط : جاويد در روز ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۴، ۱:۲۳ بعدازظهر

من هنوز توي كف اون شعر پائيني ام خيلي بامزه بود:):)

نوشته شده توسط : زهرا در روز ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۴، ۲:۰۴ بعدازظهر

سلام .. بخور بخور هست و روز به روز دارد بدتر میشود و آنهم نه فقط در ایران!!!!

نوشته شده توسط : آرمین گیله مرد در روز ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۴، ۵:۴۴ بعدازظهر

همه جا بخور بخور هست ولي نه به اندازه اينجا. هر چيزي حد و حسابي داره. همه جا گندش كه در مياد يه عده را ميگيرن يه عده را از كار بركنار ميكنن جز اينخا كه انگار يه چيز عاديست و جز اين هم نميشه.

اي كاش پدران ما بيست و شش سال پيش ميفهميدن دعوا آخوندا با آن خدابيامرز سر لحاف ملاست و بس و فريب نميخوردند كه هم خودشون را بدبخت كنند هم ما را.

نوشته شده توسط : شايان در روز ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۴، ۹:۵۲ بعدازظهر