<يک اشتباه چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت ۸۴
اين نظر شخصى من است و تعصبى هم روى آن ندارم، ممکن است با مطالعه يا تجربهى بيشتر نظرم عوض شود:
براى من ليبراليسم مقدم بر دموکراسى است، به اين معنى که اعتقاد و التزام به مردمسالارى فرع پذيرش اين نکته است که مردم علىالاصول بر طريق صواباند. آدميان ممکن است گاهى خطا کنند، ولى برايند مسير تاريخ هميشه مثبت و در جهت کمال بودهاست. مسير تاريخ تحت تأثير هيچ نيروى وحيانى يا شيطانى نيست بلکه تنها مبتنى بر عقل جمعى بشرو به سوى حقيقت مطلق (که در قيامت ظهور مىيابد) پيش مىرود.
از اتفاق عمده مبناى توتاليتريسم، همين طرز تفکر است که شخصى يا گروهى پس از آنکه به طريقى پى به مصلحت جمع -که گويى خود از آن غافل هستند- برد نه تنها به ارائهى ديدگاه خويش، که به اجبار جمع به پيروى از راه و روش خود مىپردازد. به عنوان مثال در همين ماجراى انتخابات، همگى از امکان يکپارچه شدن حکومت در دست اصولگرايان، نگران هستيم. از طرفى مىبينيم که مردم تمايلى به شرکت در انتخابات ندارند. فرض کنيد يک روز صبح که از خواب بيدار شديم، در اثر معجزهاى، اين امکان به شما طرفداران معين داده شود که مردم را به زور پاى صندوقهاى رأى ببريد. بيشتر از اينهم دست به دامن کرامات نمىشويم؛ فرض کنيم وقتى که مردم به زور پاى صندوق رأى رفتند، به معين رأى بدهند (کارى که باز هم البته من نخواهم کرد و به جاى آن به رفسنجانى رأى خواهم داد!) دوستان عزيز آيا از اين فرصت خدا داد استفاده خواهيد کرد؟ درآن صورت اين آيا همان کارى نيست که تمام ديکتاتورهاى جهان در چنين بزنگاههاى تاريخى مىکنند؟ شخص مصلحى که فکر مىکردهاست مردم اشتباه مىکنند و شما بگو در اثر يکى از همان اشتباههاى مردم، سوار بر آنان شدهاست و حال اسب مراد خود به نام مردم مىراند!
نمىدانم، شايد اينبار ما مردم داريم اشتباه مىکنيم، ولى بنا بر ليبراليسم - با تعريفى که در آغاز ارايه کردم- اصل بر برائت است و احتمالن شما که فکر مىکنيد مردم اشتباه مىکنند، بايد از جاىگاه ويژهاى برخوردار باشيد و صد البته دليلهاى قابل قبولى براى مردم داشته باشيد. پس هاتوا برهانکم!
پانويس: "ليبرال" دموکرات اقلى از نوع دوم (!)
