<چه بايد كرد؟ دوشنبه ۳۰ خرداد ۸۴

1) همين امروز صبح رئيس با يكي از شعب دانشگاه آزاد كه به استثناء مرد خوش‏فكري است و دوستي‎اي با هم داريم صحبت مي‏كرديم و التماس مي‏كرد كه وضع بحراني است و از دانش‎جوها بخواهيد كه به هاشمي راي دهند. من گفتم اين كار را خواهم كرد. اما اين باعث نشد تا نگويم كه كجا بود اين آقاي هاشمي در گرماگرم 18 تير و شكنجه و زندان براي دوستان‏مان؟ از نظر من هاشمي آدم حسابي نيست. من با بدبختي و احساس درماندگي و اين كه تا گلو در لجن فرو رفته‎ام و به هر هرزه گياهي چنگ مي‏زنم جمعه مي‏روم و به اين مردك هاشمي راي مي‏دهم. چون من دارم در اين مملكت لعنتي كه دوستش دارم و حاضر هم نيستم تركش كنم زندگي مي‏كنم و مثل آن‏ها كه در لوس‏آنجلس نشسته‏اند و يا دل در گرو رفتن به لوس‏آنجلس دارند نيستم كه حتي تركش‏هاي احمي‏نژاد هم به من نرسد.

) راي ندادن مد شده است. فحش دادن به اصلاح‏طلبان و خاتمي مد شده است. سخت است بگويي راي مي‏دهم. سخت‏تر است بگويي به هاشمي راي مي‏دهم. اما وقتي مراد فرهادپور غول فلسفه‏ي ايران و جواني كه بزرگان اميدوارند در آينده‏ي نزديك در دنيا بدرخشد با آن مواضع راديكال از هاشمي حمايت مي‏كند فكر كنم بايد اين بازي‏ها را كنار گذاشت و رفت با كمال شرمندگي راي داد. آن هم به هاشمي.

3) پيش‏بيني قبلي من و دوستان از آراي مرحله‏ي يك كه خيلي اوت بود. اما فكر كنم بشود اين بار به‏تر پيش‏بيني كرد:

راي‏هاي كروبي را نمي‏شود به حساب اصلاح‏طلبان گذاشت. حداكثر يك و نيم ميليون از كساني كه به كروبي راي دادند به هاشمي راي مي‏دهند و بقيه سه و نيم ميليون نفر به احمدي‎نژاد راي خواهند داد. بيش‏تر آراي قالي‏باف نيز از آن احمدي‏نژاد است. بر اين مبنا مي‏شود فرض كرد يك ميليون به هاشمي و سه و نيم ميليون به احمدي‎نژاد برسد. از كساني كه به معين راي دادند نيز شايد يك ميليون نفر به هاشمي راي دهند و چيزي به احمدي‏نژاد نمي‏رسد. آراي لاريجاني نيز متعلق به احمدي‎نژاد است. مثلا يك و نيم ميليون احمدي‎نژاد و نيم ميليون هاشمي (هر چند كه خود او بعيد است از احمدي‎نژاد حمايت كند). آراي مهرعلي‏زاده هم به نسبت مساوي بين اين دو تقسيم و بخشي هم راي نخواهند داد. مثلا نيم ميليون به هاشمي و نيم ميليون ديگر هم به احمدي‎نژاد مي‏رسد. به اين ترتيب هاشمي بدون در نظر گرفتن بخش خاموش آرا كه احتمالا از ترس احمدي‎نژاد به پاي صندوق مي‎روند و بعيد است جمع زيادي باشند در جمع حدود سيزده‏ونيم ميليون و احمدي‎نژاد دوازده ميليون راي خواهد آورد.

4) همان طور كه در بند قبل آمد هاشمي حاشيه‏ي اطمينان خوبي ندارد. اين همان چيزي است كه باعث مي‏شود من بروم و راي دهم. وقتي قبول كردي ميانه‏رو باشي بايد قبل از فوران احساسات با فكر تصميم بگيري. در عصبانيت و با احساسات نبايد تصميم گرفت. با كمال تاسف من به هاشمي راي مي‎دهم.

آرمین راد :: June 20, 2005 :: سیاست

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/71

نظرات شما:

، باید پذیرفت شکاف بین عوام و خرده بورژوازی در جامعه امروز ما به مانند شکاف بین روشنفکری و جامعه به حداعلایش رسیده و این خواب را آنروزی برای ما دیدند که بر طبل تولید مثل برای بقا و تکثیر امت محمد می کوفتند!
احمدی برآیند مطالبات بخش عمده ای از جامعه است که نه دغدغه آزادی و دمکراسی دارد و نه دغدغه سرمایه و تولید و بازرگانی !
اینان به نان شبشان محتاجترند و احمدی نژاد با خلوص نیتش قول نان در سفره ها را داده است(قرینه اش در جناح مقابل یعنی شیخ پنجاه هزار تومانی فقط صد هزار تا کمتر رای آورد).
چرا این همه از احمدی می ترسید . شاید نان که آمد، غم آزادی هم آمد!
یادتان هست غم نان را که شاملویش را به فغان آورده؟!!!!!!!!!

نوشته شده توسط : علي و ... در روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۴، ۲:۴۲ صبح

دوران گريه هاي بعد از شكست را به بعد از انتخابات موكول كنيد. فعلا مسائل مهم تري در پيش روست. كروبي در اعتراض به انتخابات استعفا داده.

نوشته شده توسط : شروود در روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۴، ۸:۰۱ صبح

با سلام اگر نگاهی به پیش بینی ها بکنید تنها کسی که درست حدس زده بود اینجانب بود با این تفاوت که من آرای کروبی را هم برای هاشمی شمردم ولی در اینکه معین کمتر از 5 میلیون رای می آورد کاملا درست گفته بودم.
اما در این مرحله نیز شگفتی خواهیم داشت. هاشمی با بیش از 15 میلیون رای رییس جمهور می شود. زیاد هم بد نیست و از سر معینی ها هم زیاد است.

نوشته شده توسط : خسرو در روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۴، ۱۰:۵۸ صبح

ُُمنم اين تهران لعنتيو دوست دارم منم به اين مردك راي مي دم اما فكر نمي كني آخرين قطعه تكميل كننده اين بازي احمدي نژاد باشد يه شكست ديگه

نوشته شده توسط : سورا ايراني در روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۴، ۲:۲۲ بعدازظهر

همه ما تحريم كنندگان انتخابات اينبار شركت كرده به احمدي نژاد راي مي دهيم
اين نتيجه هشت سال بازي دادن مردم با يك مترسك بنام خاتمي بود.آنها كه ادعا مي كردند گرچه كاري نكرده اند لا اقل درك مردم
را بالا برده اند كا ر را به جايي رساندند كه شعار واهي پنجاه هزارتومان چقدر راحت توانست مردم را فريب دهد تا جايي كه براي حفظ آبرو نظام جاي او را با احمدي نژاد عوض كرد.اين معين است كه به اين بحران بايد جواب دهد. رفسنجاني با عوض كردن اسم خود به هاشمي با يك بمباران تبليغاتي چطور توانست مردم را به صندوقها بكشاند و مردم تحت تاثير بمباران تبليغاتي همه چيز را فراموش كنند.ما افتخار مي كنيم كه دست آنها را همان اول خوانده بوديم و براي مردم ايران بخصوص روستائيان افسوس مي خوريم ولي بعنوان آخرين چاره كساني كه در دور اول شركت نكرديم
در انتخابات دور دوم شركت خواهيم كرد. نخواهيم گذاشت بار ديگر جريان خاتمي تكرار شود هشت سال ديگر سر كار برويم و با راي به احمدي نژاد مطمئن خواهيم بود نظام در عرض مدت كوتاهي سرنگون خواهد شد.وعده همه ما جمعه پاي صندوقهاي راي

نوشته شده توسط : Ali در روز ۳۱ خرداد ۱۳۸۴، ۰:۱۹ صبح

براي کساني که دکتر محمود احمدي نژاد شهردار فعلي تهران را قبل از سمت فعلي ايشان نمي شناسند نقش وی را در بروز حوادث کوي دانشگاه تهران يادآوري مي نماييم تا در انتخابات جاري مورد توجه قرار گيرد:
دکتر احمدي نژاد به عنوان استاندار اردبيل شاکي اصلي روزنامه سلام با چهل و دو مورد شکايت بود که همين شکايت منجر به حکم توقيف پنج ساله روزنامه سلام و متعاقب آن آغاز تحصن دانشجويان دانشگاه تهران در اعتراض به اين حکم در روز پانزدهم تيرو بروز حوادث کوي دانشگاه در هجدهم تير گرديد.
يک هفته قبل از اين ماجرا دکتر حسيني- که خود را شاگرد دکتر شريعتي مي دانست- در دانشگاه علم و صنعت سخنراني کرد و در آن فقه شيعه و ولايت فقيه را مورد حمله قرار داد. در مقابل دانشجويان بسيجي علم و صنعت بدون هيچ گونه مزاحمت و با مشارکت دکتر احمدی نژاد روبروی مسجد دانشگاه تحصن چند شبانه روزي را برگزار کردند که نهايتا منجر به دستگيري دکتر حسيني گرديد.
پس از موفقيت بسيج در اين تحصن بود که هفته بعد از آن در دانشگاه تهران برای اعتراض به حکم توقيف سلام تصميم به تحصن گرفته شد اما اين تحصن بدون مزاحمت نبود ونهايتا با دخالت لباس شخصي ها و در سکوت نيروی انتظامی ، قلع و قمع جنبش دانشجويي صورت پذيرفت و با دخالت عوامل اطلاعات به آشوب های خيابانی تبديل شده و سرآغاز رويگردانی دانشجويان از خاتمی و اصلاحات منتسب به ايشان و توقف چند ساله کليه فعاليت ها ی سياسی در دانشگاه گردید.
احمدی نژاد در انتخابات مجلس ششم در ليست تهران جناح موسوم به راست قرار داشت که پس از اعلام نتايج در صد نفر اول نامی از ايشان مشاهده نمی شد.

نوشته شده توسط : خسرو در روز ۳۱ خرداد ۱۳۸۴، ۱۱:۱۹ صبح

Today this thought that all of it has been a big show to get a lot of vote for Rafsanjani is bugging me so much. It seems that we have been played with and all of it was to make so many votes for Rafsanjani that he is no better than Khamenehee. We are just chase mate....
Isn't why Khatami has been quiet about the issue?

Just some very bugging questions that I liked to share with you and Arash to see what you think.

نوشته شده توسط : Sara در روز ۱ تیر ۱۳۸۴، ۱:۴۹ صبح

بايدبه هاشمي راي داد در غير اين صورت فاشيست ها حاكم خواهند شد ،فراموش نكنيم اين ها به علماي خودشان هم كه نظري مخالف داشته باشند رحم نميكنند نمونه اش برخورد باجوادي آملي به سبب حمايت او از هاشمي،نمونه ديگرش بي حرمتي به كرستين امانيور خبرنگار سي ان ان،اين ها نه به فرهنگ واهل آن ،نه به هنر وهنرمندان ونه به علم وعلما هيچ كدام حرمت نخواهند گذاشت صداي ياي طالبان ميايد .بايد به هاشمي راي داد زيرا گاهي :روزگار آيينه را محتاج خاكستر كند!

نوشته شده توسط : حبيب در روز ۲ تیر ۱۳۸۴، ۳:۲۳ صبح

خطاب به آن ها که ما را از فاشيسم مي ترسانند و دعوت به راي به رفسنجاني مي کنند،
آيا مي توانيم يکصدا فرياد برآوريم"نه هاشمي، نه افعي، آزادي، آزادي"

فکر مي کنيد اگر هاشمي بيايد احمدي نژاد، قاليباف، لاريجاني، رضايي از اين مملکت مي روند؟!

اگر قبول داريد که در انتخابات تقلب کرده اند! پس چرا فرياد بر نمي آوريد و بي شرمانه ما را دوباره دعوت به شرکت در انتصابات تقلبي و راي به فرمانده تقلب مي کنيد؟

آهاي مشارکتي هاي ترسو و بزدل، آهاي مجاهدين نان به نرخ روز خور، آهاي کارگزاران فرصت طلب

ما را از که و از چه مي ترسانيد؟ از آمدن احمدي نژاد؟ از فاشيسم؟ از نظاميان؟ از مافياي نظامي؟

راه حلتان چيست؟ راي به هاشمي؟ راي به فرمانده فاشيسم؟ راي به آقازاده ها؟ راي به رانت خواري؟ راي به مافياي ثروت و چپاول؟

نمي دانم خود احمقيد يا ما را احمق مي پنداريد؟ آيا پست و مقام دنيا اين قدر برايتان لذت بخش است که با بي شرمي تمام و در عصر ارتباطات و اطلاعات سريع رنگ عوض مي کنيد و حرف هاي ديروزتان يادتان رفته؟ مگر تا ديروز هاشمي منفور نبود؟ مگر او شيخ الشيوخ باندبازان نبود؟ مگر تا ديروز ردپايش در پرونده ميکونوس نبود؟ مگر تا ديروز عاليحناب سرخ پوش نبود؟ مگر سعيد امامي نوکر گوش به فرمان او نبود؟

مگر علي فلاحيان وزير اطلاعات او نبود؟ مگر ردپايش در قتل هاي زنجيره اي مشاهده نمي شد؟

مگر تا ديروز مافياي ثروت و چپاولش ما را از او بيزار نکرده بود؟ مگر تا ديروز همين احمدي نژاد نيروي برون مرزي وزارت اطلاعاتش و استاندارش نبود؟ مگر او نبود که در جواب سوالي گفت: روي سحابي زياد شده بود! دادم رويش را کم کردند ؟ مگر فقر و فساد و تبعيض و شکاف طبقاتي جهنمي محصول سياست هاي اقتصادي او نبود؟ مگر تا ديروز او همه کاره نظام نبود؟

پس چه شده که ناگهان در عرض يک روز او يگانه منجي ايران زمين شده؟ و با فاشيسم مبارزه خواهد کرد؟ کسي که خود فرمانده و يا جزو فرماندهان قتل هاي زنجيره اي بوده.

آيا واقعا شما اين قدر درک و شعور سياسي نداريد که داريد گول رفسنجاني، آري رفسنجاني يعني همه کاره نظام را مي خوريد؟ آيا واقعا دستان کثبف او را نمي بينيد که چگونه مهره ها را بر صفحه شطرنج جابجا مي کند تا خود را حداقل با 16 ميليون راي ( مجموع آراي خودش و سه کانديداي اصلاحات) در برابر حداکثر 11 ميليون راي (مجموع آراي احمدي نژاد و ساير اصولگراها) رييس جمهور ايران کند. که متاسفانه با اين روندي که در جامعه مي بينم راي بالاي 22 ميليونيش را هم بعيد نمي دانم.

آيا قبول داريد که هاشمي و خامنه اي ما را در برابر افعي و مار قرار داده اند؟ آيا خامنه اي نگفت که هر کس که راي بياورد راي به نظام، راي به انقلاب، راي به قانون اساسي و راي به حکومت 26 ساله ماست؟ فکر مي کنيد اگر هاشمي بيايد احمدي نژاد، قاليباف، لاريجاني، رضايي از اين مملکت مي روند؟

نه، احمدي نژاد همان شهردار تهران است! تازه اگر خاتمي او را به کابينه راه نداد، هاشمي او را وارد کابينه مي کند.

قاليباف دوباره از فرماندهان ارشد سپاه يا نيروي انتظامي است! لاريجاني دوباره وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي! رضايي همان دبير مجمع بيکاران نظام؟

پس ما را از چه مي ترسانيد؟ از نظاميان؟ اين ها که شما ما را از آن ها مي ترسانيد همه از مديران نظام رفسنجاني اند؟

اگر قبول داريد که سپاه و بسيج در انتخابات تقلب کرده اند و راي جابجا کرده اند و هر بسيجي 10 بار راي داده! پس چرا فرياد بر نمي آوريد؟ پس چرا ما را دوباره دعوت به شرکت در انتصابات تقلبي مي کنيد؟ و بي شرمانه تر اين که ما را دعوت به فرمانده تقلب مي کنيد؟ پس چرا مثل کروبي از همه مناصب و پست ها استعفا نمي دهيد و توهين کنندگان به ملت را تنها نمي گذاريد؟

اما شما اي هموطنان، اي آزادي خواهان، اي کساني که به ايران آباد، آزاد، مستقل و سرافراز و ايراني بودن فکر مي کنيد و افتخار مي کنيد، جواب من را بدهبد.

آيا به هاشمي راي دهيم؟ آيا هميشه بايد از بين بد و بدتر بد را انتخاب کنيم؟ آيا راه سومي نيست؟ آيا مي توان با شرکت نکردن حداقل وارد اين بازي کثيف نشد؟ آيا مي توان براي يک بار هم که شده خودمان تصميم بگيريم؟ نه اينکه خامنه اي و رفسنجاني ما را آزاد!! بگذارند تا بين هاشمي (مار) و احمدي نژاد (افعي) يکي را برگزينيم؟

آيا مي توانيم يکصدا فرياد برآوريم "نه هاشمي ، نه افعي ، آزادي ، آزادي "

کامبيز ک
تهران - 30 خرداد 84


----------------------------------

ياران،

ايرانيان،

ساده دلان،

دقيق به مسائل نگاه کنيد…

آنچه در سايت بازتاب آمده و اينهم در همين 24 ساعت گذشته نه نوشته جديد بلکه مطلبی است که در سال 1376 يعدی (8 هشت) سال پيش يعنی پيش از رئيس جمهوری خاتمی و بعد از خاتمه رياست رسما جانی نوشته و يا گفته شده و

اگرامروز آنرا چاپ کرده اند برای گمراه کردن مردم است تصور نکنيد اين را رهبر می گويد و باز در تله بيافتيد و به رسما جانی رای بدهيد.

اصلا رای ندهيد. در صندوق رای هيچ نياندازيد حتی نام امام زمان (آن يکی می گفت من اسم امام زمان را می اندازم به اينها رای نمیدهم) آخر تا کی حماقت…

نوشته شده توسط : Ali در روز ۲ تیر ۱۳۸۴، ۲:۱۷ بعدازظهر