<ماراتن تمام شد ... شنبه ۴ تیر ۸۴
درسهايي كه ميشود از انتخابات گرفت:
1) اكثريت قريب به اتفاق پيشبينيهايي كه من در اين دوره كردم به طرز فاحشي اشتباه از آب درآمد. اين نشان ميدهد من جامعه را درست نميشناسم. ما فقط در فوتبال شگفتي نميآفرينيم كه استراليا را ببريم و از بحرين ببازيم. جامعهي ما يك جامعهي پيچيده است.
2) اتحاد رمز پيروزي است و تحزب كليد نهادينه شدن اتحاد. تا حزب نباشد و يك تئوري محكم اقتصادي و اجتماعي پشت سر آن قرار نداشته باشد، تكليف هيچ كس روشن نيست و يك نفر ناشناس با چهار تا شعار پوپوليستي و يك دوپينگ نيمه نظامي نيمه حزبي ميتواند تمام معادلات قدرت را بر هم بزند.
3) بضاعت نويسندگان و هنرمندان و اپوزيسيون و تمام آنان كه كوشيدند مردم را به نفع هاشمي بسيج كنند حداكثر سه ميليون نفر بود و بضاعت تحريمكنندگان (با محاسبهي نصف كساني كه شركت نكردند) در بهترين حالت حدود 10 ميليون نفر. تازه اين دو عده را كه با هم جمع كنيم باز هم در اقليتيم.
4) احترام به راي مردم مهمتر از تمام اين دعواهاست. آنها انتخابات را (تقريبا) مردانه بردند. همين كه با پنجه بوكس و عربده طرف نبوديم كلي پيشرفت است. اين را بايد به فال نيك گرفت. نتيجهي اين انتخابات هر چه كه بود و البته مطلوب نبود خواست مردم بود. نبايد خود را گول بزنيم. مردم اصلاحات اقتصادي را ميخواستند و به قول گويندهي سيما ميخواستند نتيجهي انتخابات را در سفرههايشان ببينند. من براي اين كه چنين بشود و براي اين كه احمدينژاد در اين كار موفق باشد دعا ميكنم چون خواست مردم اين بوده است. عقل جمعي در دراز مدت اشتباه نميكند. اگر به دموكراسي اعتقاد داريم بايد راي مردم را بپذيريم. اخلاق دموكراسي حكم ميكند كه شكست را بپذيريم و به مخالف احترام بگذاريم.
5) تقلب گسترده را محتمل نميدانم. خاتمي هر كار نكرد دست كم از آراي مردم خوب مواظبت كرد. گيرم كه يار شفيقش تاجزاده را هم بر سر اين كار قبلا از دست داده بود.
6) اين كه ارزش سهام در بازار بورس سقوط كرد و فرار سرمايهها آغاز شد، متاسفانه نكتهي منفي اين ماجراست. اقتصاد ايران در خطر است و اين نكته بيش از همه بر قشر محروم تاثير منفي ميگذارد. خدا كند آقايان اين نكته را دريابند و اقدامات تاميني را از هماكنون آغاز كنند.
7) آناني كه به معلوم بودن نتيجهي انتخابات از پيش اعتقاد داشتند فكر كنم حالا حرفي براي گفتن نداشته باشند. من به تصميم تحريمكنندگان نيز احترام ميگذارم. هر چند كه اقليتي از ملت باشند و تصميمشان نتيجهاي نامطلوب به همراه داشته است.
8) و فقط با نفي خشونت است كه ميشود به آينده اميدوار بود. از الان بايد براي آينده برنامهريزي كرد. نه براي دشمني با احمدينژاد، بلكه براي اين كه دوستش داريم. و ميخواهيم ايران را بسازيم. تا جايي كه خوب آمد حمايتش ميكنيم و آن جا كه كج شد، نه با شمشير كج آن عرب كه با قلم و منطق راستش خواهيم كرد.
9) و هاشمي ديگر تمام شد.
نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/83
ماراتن تمام شدExcerpt:
Weblog: khabarchin
Tracked: June 26, 2005 12:00 AM
