<نگاهی به خویشتن دوشنبه ۶ تیر ۸۴

یکی از مشکلات عمیقی که جامعه ما، چه در داخل و چه در خارج از کشور، همواره بایستی با آن دست و پنجه نرم کند، عدم توجه به فردیت خویش هست. تجربیات و مطالعات اخیر من، از جمله گفته‌های دکتر عباس میلانی، من را بر آن داشت تا عدم توجه به درون و فردیت را از دیدی شاید متفاوت مورد بحث قرار بدهم.

در مجموع عملکرد فرهنگ ما، مستقیم یا غیر مستقیم، تا حد قابل توجهی بر ضد ابراز خاستگاه‌های فردیت هست. سنت‌گرایی در واقع مصداق پا فشاری بر روی آداب دست و پا گیری است که به‌طور مستقیم تعریف‌های شخص از خود را در او سرکوب کرده و قدرت رشد و پویایی این مفاهیم درونی را از او سلب می‌کند.
در دوران کودکی بسیاری از تمایلات درونی کودک برای ابراز وجود سرکوب می‌شود و این سرکوبی همانند آتشی زیر خاکستر با کودک رشد می‌کند. این امر البته مختص جامعه ما نیست و تا حدی در جوامع مدرن امروز هم یافت می‌شود. اما نکته مهم این‌جاست که راهی برای بروز فردیت همواره در ما وجود دارد و در شرایطی نسبتا عادی می‌بایست فرد در دوران جوانی، و به عبارتی قبل از انجماد اصلی‌ترین قالب فکری، این فرصت را پیدا کند که تا حد قابل قبولی این آتش انباشته شده را کنترل کند.
نکته‌ای که به نظر من جامعه ما را در این رابطه از خیلی جوامع دیگر متمایز می‌کند، سیاست‌گرایی و وابستگی‌های گروهی بیش از حد در میان ایرانیان هست. راه ابراز فردیت زمانی کاملا باز خواهد بود که ما تحت تاثیر احساس، تعصب، و مسئولیت‌های گروهی، بطور زودرس، نباشیم. وقتی سال‌هایی از ابتدای دوران جوانی به جای این‌که صرف خودشناسی و ابراز تعلقات درونی شود، به تحقق آرمان‌های یک گروه خلاصه بشود، دور از انتظار نیست که جوان با سیلی‌های اجتماعی دچار یأس و سرخوردگی گردد. آنچه که اغلب در جامعه ما به دست فراموشی سپرده می‌شود نکته ظریفی در این بین هست: مادامی که ما تعریف مشخصی از خویش نداریم، تعلق‌های گروهی ما را وادار به پذیرش تعریف‌هایی مجازی از خود می‌کند چرا که یک گروه بر پایه تعریف‌هایی بنا شده و بطور خودرو این مضامین را در اعضا القا می‌کند. القای این مضامین خود به خود معیار مقایسه را از فرد سلب می‌کند و در نتیجه بخشی از شخصیت که مسئولیت تطابق درون با محیط را دارد در او به درستی رشد نخواهد کرد. این عدم تطابق، عدم انعطاف پذیری، پرخاش‌گری، و سرخوردگی‌های فردی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.
متاسفانه آن‌چه در بالا به آن اشاره کردم یکی دیگر از حقایق تلخ در اجتماع ماست که چون چرخه‌ای مرگبار آمار بی‌طراوتی و افسردگی را در بین جوانان بالا برده و در صورت عدم توجه به آن بالاتر نیز خواهد برد.

آسمون :: June 27, 2005 :: اجتماع

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/86
نگاهی به خویشتن
Excerpt:
Weblog: سایه آبی
Tracked: June 27, 2005 11:56 PM
نگاهي به خويشتن
Excerpt:
Weblog: ميداف
Tracked: June 29, 2005 05:29 AM

نظرات شما:

آسمون عزيز .سلام و ارادت . به چه نكته ’ مهمي اشاره كردي و به درستي آنرا شكافتي .
كاشكي با تجربيات گرانقدري كه داري قدري پويا تر به رابطه فرد و جامعه دوباره و مفصلتر بپردازي كه چگونه شخصيت فردي از كودكي در ارتباط متقابل با جامعه شكل ميگيرد . در مدرسه در گروه هاي ورزشي در مسافرتهاي علمي در انجمن هاي هنري و در نهايت در احزاب سياسي .
جدا اعتقاد دارم ما نمي توانيم به شناخت فردي بدون ارتباطات اجتماعي برسيم . و متاسفانه اين ارتباطات در ايران به دشواري ميسر است .

نوشته شده توسط : zistan در روز ۷ تیر ۱۳۸۴، ۰:۵۵ صبح

زیستن عزیز
پرداختن به آنچه که خواستید را بزودی با مطالعه بیشتر انجام میدم.
اما در مورد دو خط آخر: خوشم آمد که دست روی نقطه حساس گذاشتید. ارتباط اجتماعی در واقع بخشی جدانشدنی برای رسیدن به شناخته (آینه اجتماعی بقولی) و من هم در بند اول نوشته از سنتها و فرهنگی گفتم که واقعا راه را برای برقراری ارتباطهای آزاد و بیانگر میبنده. حداقل به تجربیات دوران تحصیلم در ایران که فکر میکنم میبینم تمام آموزشها ضد ابراز شخصیت نوجوانها بوده.
مرسی از اینکه نوشتید و ذهنم برای بعد بازتر شد:)

نوشته شده توسط : آسمون در روز ۷ تیر ۱۳۸۴، ۱:۲۴ صبح

سلام آسمون جان.فرديت اساسا مفهوم و كاركردي است كه در اجتماع زاده شده و بر آن اثر گذاشته و از آن تاثير مي پذيرد.شكل گرفتن، تثبيت و در مرحله بعدي تجديد نظر در فرديت فقط در متن ارتباطات اجتماعي ممكن است.برايت بيشتر خواهم نوشت.ديروز هم براي دوستم گوشزد نوشتم كه فرديت سنگ بناي جامعه مدني است و بحث را از ين عميق تر هم مي توان مطرح كرد كه فرديت ارتباط تنگاتنگي با غرايز انساني و با به رسميت شناختن اين غرايز و ارتقاي اجتماعي آن دارد.

نوشته شده توسط : ني لبك در روز ۷ تیر ۱۳۸۴، ۳:۰۵ بعدازظهر