<مسيح باز مصلوب! یکشنبه ۱۲ تیر ۸۴
سگان شهر، بويش را شنيدند و به لاييدن آمدند.
جوانان صدايش کردند
نابالغان برايش دعا خواندند،
و پير زنان در چهرهاش نور خدا ديدند:
ــ پيامبر جديد!
روحانيان انکارش کردند،
ــ کافر قديس!
دختران تازه از حمام درآمده گفتند:
ــ آب نمیخواهيم، کلامش سيراب میکند.
و پسران بالغ هم قسم شدند که از او آزادی بخواهند:
ــ بی غم نان!
شعرش را با قافيهی قانون و وزن آزادی آغاز کرد و از عدالت گفت:
ــ آزادی انسانها ما را خوشحال میکند.
گفتند: شاعر است، کافر قديس!
و شعر به کار نيامد.
جسمانيان گفتند عدالت، آب و نان نمیشود!
ــ به نام خدا و آزادی برويم...
