<انحصار ملى سه شنبه ۱۴ تیر ۸۴
تا همين يکى دو هفتهى پيش قرار بود بخش سوييچ شرکت تعطيل شود و کليهى امکانات در اختيار پروژهى موبايل قرار گيرد. اين پروژه فقط اجرايى است بر خلاف سوييچ که کاملن طراحى و ساخت داخل بود. نتيجهى شگفتىآور انتخابات، مديريت شرکت را هم غافلگير کرد: گروه سوييچ فعلن به کار خود ادامه مىدهد. حمايت از صنعت داخلى در کنار ضرورت هماهنگى با تجارت جهانى از مسايل مهم پيش روى حکومت است. در اين خصوص اجازه دهيد به چند نمونه در صنعت الکترونيک و مخابرات اشاره کنم:
از تجهيزات ساخت ترانزيستور که با مشاورهى يکى از استادهاى دانشکده برق شريف براى مجموعهى صاايران خريدارى شد، مىگذرم، و به همين نکته اکتفا مىکنم که اين خريد زمانى انجام شد که صنعت نيمههادى در دنيا به مرحلهى VLSI رسيده بود. ترانزيستورهاى ساخت اين مجموعه حتا با وضع عوارض ۱۰۰۰ درصدى هم قابل رقابت با محصولات خارجى نبود. ضمن اينکه متخصصين مىدانند قاچاق قطعات الکترونيک بسيار کم هزينه است و وضع چنين عوارضى عملى نيست. (يادم افتاد يکى از موارد اتهامى کرباسچى همين قاچاق تجهيزات الکترونيکى توسط يکى از شرکتهاى وابسته به شهردارى -فکر کنم کنترل کيفيت هوا- بود)
قدم بعدى را دو نفر ديگر برداشتند: يک نفر از بخش صنعت و يک نفر از دانشگاه - باز هم دانشگاه شريف. هردو فقط به طراحى آى سى فکر مىکردند و ساخت را به خارج محول مىکردند. منتها طرف صنعتى بازار داخل را هدف قرار داده بود و طرف دانشگاهى به صدور آىپى فکر مىکرد. در گيرىهاى روزنامهاى اين دو که هر يک خودش را اولين طراح آى سى در ايران مىدانست خيلى ادامه پيدا نکرد ولى در گيرىهاى طرف دانشگاهى با غرضى تا آنجا پيش رفت که وزير وقت مخابرات او را «استاد نا شريف دانشگاه شريف» ناميد. دعواها با آمدن دکتر عطاردى پايان گرفت و پروژه ملى ساخت کارخانهى آىسى کلنگ خورد. (چيزى که ما با سابقهى ساخت و توليد آىسى؛ نشدنش را بارها و بارها به شافعى وزير وقت صنايع و لارى معاون ايشان گوشزد کرديم.) عطاردى هم يک آى سى کدک طراحى کرده بود و به مخابرات فشار مىآورد که با وضع گمرکى بالا سازندگان سوييچ را وادار به خريد از او کنند. بالاخره هم بهترين نتيجهى پروژهى او تربيت نيرو براى Valance بود که آنهم چندى بعد ورشکست شد!
صنعت سوييچ البته در کشور ما پيشرفت خوبى داشت. اين پيشرفت گرچه در دورهى هاشمى نمود بيشترى داشت، بيش از همه مديون شرايط ناگزير زمان جنگ بود ( البته عدهاى هم معتقدند اين پيشرفت از پيامدهاى تسخير لانهى جاسوسى بود! مرکز تلفن سفارت آمريکا در آن زمان بسيار پيشرفته بود و وقتى به دست متخصصان داخلى افتاد، نمونهاى عملى براى پروژه «عصر» مرکز تحقيقات، شد.) صنعت موبايل اما به دست خارجىها افتاد و دولت اصلاحات حتا حاضر نشدBTS هاى ساخت داخل را بخرد. آنها هم حق داشتند. باز هم قانون تجارت بود. کسى که ارزانتر مىفروخت و مشخصات و قابليت اطمينان بيشترى داشت مناقصه را برنده مىشد ولو اينکه از نژاد زرد مىبود. حتا همان سوييچهاى ساخت داخل فقط در نواحى روستايى و دور افتاده قابل نصب بودند و نمونههايى که در حوالى بعضى شهرهاى بزرگ نظير مشهد و کرج نصب شده بودند به عاملى در دست استکبار جهانى تبديل شدند. نارضايتىها به حدى بالا گرفت که احتمال انقلاب مىرفت! اما ديديم که پيشرفت گلخانهاى باعث شد به محض باز کردن درها همه زمين بخورند. تازه اين همه پيشرفت صنعت سوييچ جز ماشين لکسوز و ويلاى اسپانيا براى چند نفر چه عايدى ديگرى داشت؟
تا اينجا را داشته باشيد، حالا ببينيد چه پيشنهاد جالبى به مرکز صنايع نوين رسيده: يک نفر به تنهايى مىخواهد تجربهى عطاردى، سوييچ و موبايل مملکت را تکرار و در مواردى اصلاح نمايد! عطاردى اشتباه کرد، ما بلديم آى سى طراحى کنيم و مى خواهيم SoC طراحى کنيم. در مورد موبايل اشتباه شد، ما خودمان رابطهاى استاندارد براى اجزاى NGN وضع مىکنيم و لذا هرکس مىخواهد در اين پروژه ملى کار کند بايد تحت مديريت ملى من کار کند. نبايد تجربهى سوييچ تکرار شود که ۱۵ توليد کننده داشت و حالا هرکدومشون شدهاند دلال يک شرکت خارجى.
آقاى احمدىنژاد ۱۰ميليارد تومان مبلغ زيادى نيست، ولى مديريت يک پروژهى ملى البته قابل تأمل است. از وزيران صنايع و مخابراتتان بخواهيد اگر مىخواهند از صنعت داخلى حمايت کنند که خيلى هم خوب است، نيم نگاهى هم به تجربههاى قبلى داشته باشند. به ظاهر افراد نگاه نکنيد. حتا اگر به ريش اعتقاد داريد، گرفتار يک نفر مثل عطاردى نشويد که وقتى سرمايههاى مملکت را به باد داد، ريشش را هم باد برد…
