<آتش پنهان یکشنبه ۱۹ تیر ۸۴

چند ماه پیش در وبلاگم اشاره‌ای داشتم بر این‌که صرفا صحبت کردن در مورد پدیده‌ای عمیق و معنی‌دار را فقط به هنگام سالگرد آن نمی‌پسندم. آنروز از هجدهم تیر یاد کردم، و از موجی گفتم که متاسفانه با سیلی‌های صخره‌های اقانوس درد، بحران، و شاید به نوعی بی‌تفاوتی برخورد کرد و فرو نشست.

جوان‌های ایرانی بیش از آنچه که تصور بکنیم، بهایی سنگین برای تحقق آرمان‌های آزادی‌خواه داده‌اند: چه بعد از انقلاب و چه قبل از آن. چه زندگی‌ها، عشق‌ها، و چشم‌ها که در این راه فدا شده و چه زخمی را به یادگار باقی گذاشته که امروز، بیش از پیش به روی آن نمک پاشیده می‌شود.
موج خشونت همه چیز را با هم از کف دریا بالا می‌کشد، و بنا به طبیعت ناهمگنش، زودتر از آنچه که فکرش را بکنیم جهت خود را از دست می‌دهد. فریاد و فغان راه‌کار مشکلات عمیق فرهنگی و اجتماعی جامعه ما نیست. نگاهی آرام اما آتشین، صدایی مهربان اما رسا همانی است که جایش در ایران به شدت خالی است. فضای مسموم حاکم، باعث شده تا اندیشه‌هایی عاری از خشونت و افسردگی از جامعه رخت بر‌بندد و این همان درد مزمنی است که جلوی رشد فکر را می‌گیرد.
من و تمام دوستانی که خارج از فضای ایران زندگی می‌کنیم، با چشم‌اندازی دیگر این دردها را مشاهده می‌کنیم و باید در اشاعه افکار نو، جهانی، و آرامش‌بخش بکوشیم. ما از محور تشنج دور هستیم و باید از این مهم به درستی در جهتی متعادل و کارا استفاده کرد.
باز در ديده غمگين سحر
روح بيمار طبيعت پيداست
باز در سردي لبخند غروب
رازها خفته ز ناكامي هاست
- فریدون مشیری

به امید آزادی و سلامت اندیشه...

آسمون :: July 10, 2005 :: بی‌خشونت

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/99

نظرات شما:

موافقم. كاش كساني كه در آن فضا زندگي مي كنند به تدريج منفعل نشوند. متاسفانه اين گونه به نظر مي رسد.

نوشته شده توسط : آرمين راد در روز ۲۰ تیر ۱۳۸۴، ۶:۴۰ صبح