<توضيحي بر مطلب : مشكل ما با احمدينژاد چيست؟ پنجشنبه ۳۰ تیر ۸۴
وقتي مطلب “مشكل ما با احمدينژاد چيست؟“ را مينوشتم ميدانستم كه سوء تفاهمهايي از آن دست كه در كامنتها آمده بود به وجود خواهد آمد اما دلم نيامد به يكپارچگي مطلب خللي وارد شود و يك سري مسايل را اصلا توضيح ندادم با اين فرض كه ميتوانم منظورم را براي تعداد زيادي از خوانندگان به طور واضح بيان كنم.
حال كه چند روز از ارائهي آن مطلب در فانوس ميگذرد شايد بد نباشد كه توضيحاتي در باب آن مطلب بنويسم:
1) من طرفدار احمدينژاد نيستم. دستكم سيزده مطلبي كه در طول دور اول و دوم انتخابات براي تبليغ راي دادن به رقباي احمدينژاد نوشتهام و در همين وبلاگ منتشر شده است مؤيد اين مطلب است. قصد من از نوشتن مطلب قبلي نقد منصفانهي احمدينژاد، فارغ از اين مساله كه من مخالف او هستم بود.
2) خسرو عزيز گفتهاند كه او آدم باسوادي نيست. من منظور خسرو را خوب ميفهمم و به آن احترام ميگذارم و البته از او متشكرم كه اين اطلاعات را در اختيار ما و خوانندگان فانوس قرار داد. اما منظور من از باسواد با منظور خسرو متفاوت است. اجازه دهيد كه اين حقير بر نظر خود تاكيد كنم كه همين كه كسي در دانشگاهي مثل علم و صنعت دكترا ميگيرد دليل بر داشتن حداقلهايي از لياقت علمي هست. من فرق استاد باسواد و بيسواد و يا آن كس كه فن بيان دارد و ندارد را خوب ميفهمم و با هر گونه استادي از نزديك رابطه داشتهام. در دورهي دكتراي يك رشتهي مهندسي مثل عمران آن هم در دانشگاه علم و صنعت سهميهي رزمندگان معني ندارد. منظورم اين نيست كه اين سهميه نيست بلكه اصلا به آن معني كه در كنكور كارشناسي داريم نيست. البته فرآيند گرفتن دانشجوي دورهي دكترا در دانشگاه علم و صنعت فرآيند غيرمنصفانه و پيچيدهاي است كه به پارامترهاي زيادي بستگي دارد كه ممكن است به آقاي احمدينژاد هم كمك زيادي در امتحان دكترا كرده باشد اما در نهايت او ممكن است 60 درصد يك استاد خوب سواد عمران داشته باشد اما مسلما توانايي او از 20 درصد قابليتهاي يك استاد خوب بالاتر است. منظور من از اين همه آن است كه بياييد قبول كنيم او يك استاد دانشگاه است. چه طور تا چهار روز پيش براي بيان نظرمان در مورد فلاني كه استاد دانشگاه است روي سوادش بحث نميكرديم اما همين كه پاي مخالفمان به ميان آمد ميگوييم بيسواد است؟ آقايان انصاف را ...
3) بحث آرمين عزيز كه نسبت به او ارادت دارم در مورد سلاح سرد و گرم نيز خارج از آن چه من گفتم نبود. من تاكيد كردم و ميكنم كه مشكل ما با احمدينژاد ديد قيممآبانهي ايشان به مسايل است. همين ديد هم ممكن است خود را به صورت برداشتن سلاح سرد و يا گرم نشان داده باشد. مشكل اول من برداشتن سلاح ايشان نيست. مشكل فكري است كه پشت آن سلاح خوابيده است وگرنه بسياري از عزيزاني كه هشت سال در برابر دشمن جنگيدند هماكنون در صف اصلاحطلبانند و به آن دورهي سلاح برداشتن و اين دورهي اصلاحطلبي هر دو افتخار ميكنند. اين درست است كه اگر ايشان بازجو بوده باشد و هزار ظلم كرده باشد جنايت كرده است اما مشكل من بيش از همه با فكري است كه پشت سر اين جنايت است و البته به طبع آن با جنايت نيز مشكل دارم. پس مطلب من لزوما ناقض توضيح آرمين گيله مرد نبود.
4) و در آخر اين كه درست است كه من مخالف احمدينژادم اما راضي نميشوم حالا كه با روشي تقريبا دموكراتيك آمده و كانديداي من را شكست داده او را به دنيا يك تروريست و جاني تمام عيار معرفي كنم. آن جا كه كج برود با تمام قوا با او مبارزه خواهم كرد و فراموش نميكنم كه حملهي غيرضروري به او وجههي ايران و ايراني را در دنيا خراب خواهد كرد. بايد قبل از حمله انديشيد تا بيشترين تاثير را داشته باشد.
