<علل تغییر روش همسریابی در جامعه (بویژه ایران) جمعه ۷ مرداد ۸۴

امروز از من دعوت به عمل آمده بود که به عروسی عشایری بروم، از آنجایی که من هرگز با چنین اتفاقی برخورد نکرده‌بودم، برایم جالب بود که این مسئله را از نزدیک بررسی کنم. نیز از آنجایی که شاید این اتفاق بار اول و آخر در زندگی‌ام باشد، حاضر شدم که کلاس بعد از ظهرم، و یک مهمانی که در بین جوانان از آن به «پارتی» یاد می‌شود را از دست بدهم!
خلاصه صبح زود پس از آمادگی‌های لازم، منزل را به قصد خارج از شهر ترک کردیم و ساعت 10 خود را به محل شادی، واقع در چندین کیلومتری شهر رساندیم. مراسم عروسی از صبح زود آغاز می شود و تا غروب آفتاب طول می‌کشد. آداب و رسوم خاص خود را دارد که البته من قصد ندارم اینجا برای شما مطلبی در مورد فرهنگ اقوام مختلف بنویسم. همه این مسائل پیش‌زمینه ای بود برای تفکر در مورد چگونگی ازدواج‌ها که شاید بدلیل نامتعارف‌بودن آداب مراسم ازدواج عشایری نسبت به مراسمی بود که تا به حال دیده بودم.

چرا در گذشته پدر و مادر نقش اصلی در انتخاب همسر را داشته‌اند؟ چرا آنها حرف اول و آخر را می‌زدند اما امروز مشاهده می‌کنیم که تصمیم‌گیری بیشتر بر دوش طرفین ازدواج است؟
خب شاید این سئوالات بسیار ساده به ذهن برسند و پاسخ دهید: « معلوم است، شرایط عوض شده است، دیگر کسی قدیمی فکر نمی‌کند؛ قدیم‌ها خیلی افراد متدین بودند و پسر و دخترها شرایط آزادِ امروز را نداشتند و ... »

این پاسخ‌ها همگی درستند اما اصل مطلب نیستند.
باید بدانیم که دو - سه نسل قبل از ما، پسر، مادر خود را برای جستجو و یافتن یک دختر روانه کوچه و بازار می کرد تا در میان در و همسایه، فرد مورد نظر خود را انتخاب کند. یکی از این مکان های‌ملاقات بین مادر شوهر و عروس، در حمام‌های عمومی بود! مادری به حمام زنانه می‌رفت و دختری را در حال استحمام می‌دید و احساس می‌کرد این همانی است که برای پسرش مناسب می‌داند.
گویی دختر تنها کالایی است که از لحاظ ظاهری برانداز می‌شود و باید برای بر طرف کردن نیازهای جنسی پا به منزل داماد بگذارد. با توجه به روش‌های انتخاب همسر توسط مادران و نیز سن پایین ازدواج، به نظر می‌رسد ملاک اصلی همان برطرف کردن نیاز جنسی بوده‌است!

از بحث اصلی فاصله گرفتیم... بحث در مورد چرایی تصمیم ازدواج توسط پدر و مادر بود. به نظر من باید ریشه این مسائل را در روش‌های زندگی جستجو کرد. مثلا در آن زمان یکسری از افراد کوچ‌نشین و در سفر بودند و عده‌ای هم کشاورز و ساکن در یک منطقه. در هر دو صورت افراد دارای دارایی‌هایی از جمله زمین، باغ، حیوانات، خانه و غیره بودند که برایشان بسیار اهمیت داشته و بر آنها حق مالکیت داشتند. بنابراین برایشان مهم بوده که بدانند اموالشان به چه کسی به ارث می‌رسد. برای همین در انتخاب نسل آینده‌ای که صاحب دارایی‌های آنها خواهند شد، بسیار دقیق و ظریف بوده‌اند. هیچ‌کس در چنین نظام فئودالی نمی‌خواهد که اموالش را از دست دهد، پس عروس و یا داماد خود را که سازنده نسل‌های بعد هستند، با دقت انتخاب می‌کنند. اما وقتی که این نظام فرو می‌پاشد و زندگی‌ها از داشتن دارایی‌هایی به آن فُرم فاصله می‌گیرد، فرزندان کمتر همانند سابق اموال پدری خود را به ارث می‌برند و گویی افراد به طور آزادانه‌تر و جداگانه‌تری زندگی می‌کنند. پس در چنین شرایطی فرد، خود همسر آینده خود را بر می‌گزیند.
دلیل دیگر برای افزایش مرغوبیت نسل‌های آینده است که این اتفاق در حال حاضر هم به وقوع می‌پیوندد. در این حالت، پدر و مادر سعی می کنند که همسر آینده فرزندشان دارای توانایی های بیشتری باشد تا نسل های بعدی را از صفات خوب خود غنی سازند. همانند اتفاقی که تحت عنوان «انتخاب طبیعی» در طبیعت می‌افتد: طبیعت به طور خود به خود، افراد ضعیف یک جامعه را در طی ایام طولانی از بین می‌برد و سعی به نگهداری افراد قویتر می کند. در خانواده‌ها هم همینطور است و پدر و مادر با انتخاب خود، سعی به پالایش صفات و افزایش خصایل نیکو می‌کنند. که این را در مورد انسان «انتخاب مصنوعی» گویند. گویی ژن‌ها را در طی نسلهای آینده پالایش کنند.

البته عوامل دیگری هم در این موضوع موثر بوده‌اند که نمی‌توان آنها را ندیده گرفت. اما آن‌ها را رو بنای ساختار اجتماعی می‌توان خواند. زیرا که عوامل زیر بنایی همان مسائل اقتصادی و انتخاب مصنوعی می‌باشند.
از رو بناها می توان اسلام را نام برد که نقش بسزایی در مورد انتخاب عروس توسط مادر شوهر داشته است؛ به دلیل همان مسائل حجاب و بازدارندگی‌هایی که ایجاد می کند. هر چند که این عاملی اصلی نیست چون در زمانی که اسلام در ایران نبوده است ما این موضوع (انتخاب عروس توسط مادر شوهر) را می‌توانیم ببینیم و همچنین در زمان اسلام، بعضی جاها این موضوع را نمی‌بینیم. بنابراین بازهم با توجه به تاثیرهای ساختار اسلامی برجامعه، این عاملی در رو بنای سازه‌ی اجتماعی است و به نسبت تاثیر کمتری بر این روند داشته‌است.
همچنین ما نباید تاثیر تکنولوژی و فناوری را نادیده بگیریم. این عامل باعث آگاهی ما از روش‌های زندگی فرهنگ‌های مختلف شده و با اثر گذاشتن بر دیدگاه‌های ما باعث تحول فرهنگی شده‌است. اما این هم عاملی رو بنایی از ساختار اجتماعی است و نمی‌توانیم آنرا اساسی بدانیم.

پی نوشت: اصولا کلیه مسائل فرهنگی متاثر از شرایط حاکم بر جامعه در همان برهه از زمان می‌باشد که یکی از ریشه‌های آنرا می‌توان در زیربنای اقتصادی جامعه دانست. هر چند که این مطلب را به همین دلیل نزدیک به نظریات مارکس می‌بینم!

لرد کاوی :: July 29, 2005 :: اجتماع

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/124

نظرات شما:

جالب بود.

نوشته شده توسط : Ali در روز ۸ مرداد ۱۳۸۴، ۷:۱۹ بعدازظهر