<تکنولوژى، نياز و قانون (۲)
دوشنبه ۱۰ مرداد ۸۴
وقتى کيهان بيش از ۱۵ گزارش پىدرپى در مورد مطلبى بنويسد، حس آنتىکيهانيسم آدم تحريک مىشود که حتمن باز هم کاسهاى زير نيمکاسه است! البته نشريات ديگر و رسانهى ملى هم اين روزها خيلى به گولد کوئست مىپردازند. اينکه موضوعى به اين کوچکى وقت رسانهى ملى را به خودش اختصاص داده است، ممکن است تصور ما را از ابعاد قضيه زير سؤال ببرد.
اجازه دهيد مطلب را با توضيحى در مورد Network Marketing شروع کنم. در روش سنتى ارايهى خدمات و فروش کالا از طريق نمايندگىها، و با کمک تبليغات جهت بالا بردن ميزان فروش انجام مىشود. اگر سالهاى اول انقلاب را به خاطر داشته باشيد، يکى از ايرادهايى که به رژيم پهلوى مىگرفتند حجم وسيع تبليغات در تلويزيون و گسترش روحيه مصرفگرايى بود. در مطلب قبلى هم گفتم که تکنولوژى بهجاى رفع نياز، نياز ايجاد مىکند. سادهترين راه ايجاد نياز هم، همين تبليغات است. اينکه صدا و سيماى ما حالا پس از بيست و چند سال دوباره سراغ تبليغات رفته است، نشان از پذيرش ضرورتهاى زندگى در دنياى جديد است. اما يک روش جديد براى فروش خدمات و کالا، استفاده از روش افواهى به جاى تبليغ همگانى است. شما کالايى را خريدارى مىکنيد و اگر از آن کالا راضى بوديد، آنرا به دوستان و اطرافيانتان هم توصيه مىکنيد. شرکت سازنده هم به جاى پرداخت هزينههاى گزاف تبليغات، در ازاى خريدى که به توصيهى شما صورت گرفته به شما پورسانت مىدهد. حال ببينيد مراجع عظامى که هميشه براى همه چيز راه حل دارند و از اتفاق بيشتر مواقع با دستآوردهاى نوين بشر مشکل دارند، اين کار را شبيه قمار و حرام اعلام مىکنند. کسى نيست از اين آيات عظام بپرسد، اگر کسى چند شب اقامت در هتلى را از شرکتى خريدارى کند، و -البته قول بدهد که آنجا کار حرامى مرتکب نشود!!- و به دو نفر ديگر هم توصيه کند که برويد از امکانات اين هتل استفاده کنيد، چه بيع حرامى انجام داده است؟ اشکالى که معمولن مىگيرند اين است که اعضاى اين شبکهها، نياز کاذب در مردم ايجاد مىکنند. شما هيچ نيازى به اقامت در هتل ۵ ستاره نداريد، ولى براى اينکه بتوانيد اين هتل را به ديگران معرفى کنيد و پورسانت بگيريد، خودتان هم يک هفته اقامت در اين هتل گران قيمت را مىخريد.
مخالفان مىگويند، اعضاى شبکه گولد کوئست، پول مردم اغلب از طبقه متوسط به پايين جامعه را براى خريد سکههاى طلا گرفته و آنها را که بالغ بر ميليونها دلار مىشود به صورت ارز از مملکت خارج مىکنند. اما مگر ميليونها دلار پول همين مردم چه بسا از طبقه متوسط و فقير بابت خريد گوشىهاى موبايل با هزارجور کارايى مختلف که واقعن مورد نياز خيلىها نيست، از مملکت خارج نمىشود؟ اگر يک شرکت گوشى موبايلش را به جاى تبليغ «بابايى گوشى رو وردار» به روش شاخهاى مىفروخت، کارش جرم بود و حالا نيست؟ يا مشکل سر ماليات است؟ يا خداى نکرده حق حسابى که طرف با ريش و يقه آخوندى به بعضى ها داده- اگر بحث بر سر ماليات و گمرکى است بهتر است تکليفمان را با عضويت در تجارت جهانى روشن کنيم. اين شرکت طبق قوانين تجارت جهانى گمرکى مىدهد، لابد ما هم اگر قرار است به اين سازمان بپيونديم بايد نرخ مورد نظر آنها را بپذيريم. اگر هم فکر مىکنيم عضويت در اين سازمان همچين آش دهن سوزى نيست، يا حتا با آن مخالف هستيم، بهتر است واقعيتها را هم در نظر بگيريم. اين شبکهها براى گسترش خود فقط به اينترنت احتياج دارند، و تنها راه شما براى جلوگيرى از پيشرفت اين شبکهها اين است که اگر مىتوانيد اينترنت را قطع کنيد! فيلترينگ هم در اين مورد کارساز نيست، چون اين شرکتها از قدرت مالى فراوانى برخوردار هستند و هميشه راههاى جديد براى دورزدن فليترهاى شما در اختيار دارند.
ظاهرن شما با بعضى دست آوردهاى تکنولوژى مثل ماهواره (قبلن ويدئو) و اينترنت مشکل داريد و تنها خلأ تکنولوژيکى که وجدان شما را آزار مىدهد، تکنولوژى هسته اى است!!
---------------------------
تکنولوژى، نياز و قانون (1)
نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/128
تجارت الکترونيکی و تجارت هرمی
Excerpt: چند سالی هست که تب سريع پولدار شدن از طريق شرکتهايی مثل «گلد کوئيست» بالا گرفته. افراد زيادی رو میشناسم که به اين شبکهها پيوستند و تمام...
Weblog: سعيد حاتمی
Tracked: August 2, 2005 04:43 AM
نظرات شما:
سلام،
فکر میکنم حساسيتی نسبت به اين دو رسانه پيدا شده، طوريکه اگر هم موضع درستی نسبت به يک قضيه گرفته بشه (مثل اين مسئله)، بايد مخالف اون باشيم!
نکته مهمی که از اين يادداشت میشه فهميد اينه که آقای قديمی موافق تجارت هرمی هستند، ولی فکر میکنم بين اون و تجارت از طريق شبکه تفاوتی قائل نيستند. در اينجا مسئله نحوه بازاريابی (از طريق اينترنت يا به روشهای ديگر) نيست، بلکه ماهيت اينگونه تجارت است. در وبلاگم توضيحی در اينباره دادهام و ای کاش آقای قديمی هم در دفاع از اين تجارت توضيحات روشنتری میدادند؛ چون دلايلی که مطرح کردهاند کاملاً سطحی است و به نظر میرسه اطلاعاتی از تجارت هرمی که در اکثر کشورهای صنعتی غيرقانونی است، ندارند.
وظيفه من و شما که تعدادی مخاطب داريم، آگاهی بخشيدن به مردمه، نه گمراه کردن اونها. در اينجا از سيستمی دفاع شده که به وضوح بيشتر از هشتاد و هفت درصد اعضاء آن ضرر میکنند. اگر بگوييم وضع اقتصاد ايران به ما ربطی ندارد، چطور پاسخگوی اين تعداد از هموطنهامون بشيم که به اميد سود، ضرر میکنند؟ حتی اگر آگاهی نسبت به رياضی نداشته باشيم، به راحتی از وعدههايی که برای سريع پولدار شدن به مردم میدند، میشه فهميد اين تجارت ناسالمه. در کدام سيستم سالم، با فقط بازاريابی میشه، پس از فروختن ۳ سکه، به اندازه قيمت يک سکه پورسانت دريافت کرد؟
اينکه صدا سيما و کيهان بعد از اينهمه مدت تازه در اين مورد صداشون در اومده جای شک هست، نه اينکه چرا اونها دارند برای جلوگيری از گسترش کلاهبرداری اطلاعرسانی میکنند.
با تشکر
نوشته شده توسط :
سعید حاتمی در روز ۱۱ مرداد ۱۳۸۴، ۵:۲۷ صبح
اینکه تمام معاملات اقتصادی و غیراقتصادی بر اساس نیازهای کاذب و یا نیمه کاذب میچرخند دلیل بر عدم تمیز کلاهبرداری از غیر آن نیست. مفهوم کلاهبرداری آنگونه که من میفهمم عبارت است از ارائه محصولی با اطلاعات دروغین در مورد فوایدش. بنظر من سیستمهای هرمی (بخصوص آنهایی که محصول مورد ارائه تنها برای قانونی نمایاندن سیستم است) تنها در صورتی موفق میشوند که خریداران یا اطلاعات ناقص از سیستم (شامل درصد اشباع، میزان ریسک و غیره) داشته باشند و یا عقل کم. بهر حال غیرقانونی خواندن گلدکوئست لازم نیست بلکه باید تنها با اطلاع رسانی سالم به مقابله رفت. مثلا اطلاعاتی در مورد رشد درخت و تحلیلهایی از میزان اشباع به همان صورت که درمورد بازار بورس آمریکا دیده میشود.
نوشته شده توسط :
الاغ آگاه در روز ۱۱ مرداد ۱۳۸۴، ۱۰:۵۱ صبح
سلام،
ممنونم از توضيحات شما. من فکر میکردم منظور شما از شبکه، مفهوم الکترونيکی آن است. ولی وقتی صحبت از تکنولوژی شده اولين چيزی که به ذهن میرسد معنی آن و استفاده از ابزاری مانند اينترنت است نه يک ايده برای ثروتمند شدن عدهای که بعد از گذشتن بيش از يک قرن از به کارگيری آن تقريباً قديمی شده.
در هر حال اگر طبق توضيح شما منظور از تکنولوژی را روش تجارت هرمی فرض کنيم، به روشنی ماهيت آن با تجارت معمولی کاملاً فرق دارد و همانطور که توضيح دادم هفتاد و پنج درصد از کل اعضاء، کالايی دريافت میکنند که قيمت واقعی آن بسيار کمتر از مبلغ پرداختی آن است. يعنی اگر مسئله تجارت است، آن هفتاد و پنج درصد میتوانند اين کالا را از طريق معمولی خريداری کنند. پس اين هزينه بازاريابی و تبليغات نيست که به جيب افراد بالای شاخه (در شبکه يا هرم) میرود، بلکه ضرری است که افراد پايين هرم يا شبکه میدهند.
آيا اين سؤال را از خودتون کرديد که چرا تا بحال با يک کالای مصرفی (مثلاً موبايل) تجارت شبکهای انجام نشده؟ در اينصورت مشتری با مقايسه قيمت آن هيچگاه گرفتار اين بازی نخواهد شد. حال اگر به افراد گوشزد کنيم که هفتاد و پنج درصد شما کالايی دريافت میکنند که میتوانند آن را از جای دیگر ارزنتر بخرند، پس چه دليلی دارد آنها وارد اين شبکه شوند؟ در نتيجه کسی در اين شبکه سود نخواهد کرد و هر کسی هم که به دلايل شخصی (!؟) و علاقه به آن کالا وارد اين شبکه میشود عملاً ضرر میکند.
سالهاست طبق همين منطق اين گونه تجارتها در دنيا زير سؤال رفته. لطفاً اگر نمونهای از تجارت هرمی يا شبکهای سراغ داريد که در آن کالا با قيمت واقعی عرضه میشود عنوان کنيد تا بحث علمیتر شود. مثالی هم که زديد (گلد کوئيست) نمونه بارزی از کلاهبرداری محسوب میشه و يک سکه زينتی را به بيش از دو برابر قيمت میفروشند.
تا آنجا که میدانم در ايران هيچ هرم يا شبکهای که در آن کالا يا خدمات به قيمت واقعی عرضه شود، مرسوم نيست؛ چون اينگونه تجارت اگر سالم و بدون کلاهبرداری و با قيمت واقعی باشد، سود کمی برای بازارياب دارد. به طور مثال در آلمان اگر کسی برای شرکت موبايل O2 مشتری معرفی کند کمتر از پنج درصد مبلغ کل قرارداد به عنوان پورسانت به معرفی کننده پرداخت میشود. در ضمن احتياجی نيست که شخص معرفی کننده خود مشتری اين شرکت باشد.
ای کاش با مطالعه و شناخت بيشتری به اين مسئله میپرداختيد تا باعث تبليغ برای ضرر انسانهای ديگر نباشيد. با شناختی که از شما و نوشتههای شما دارم، میدانم قصد اين کار را نداشتيد، ولی متأسفانه در اين مورد بدون تحقيق و مطالعه اظهار نظر کرديد و اميدوارم در همين صفحه توضيح کلی در اين مورد بديد تا کسی با خوندن مطلب شما، دچار گمراهی و ضرر نشه.
با تشکر
نوشته شده توسط :
سعید حاتمی در روز ۱۱ مرداد ۱۳۸۴، ۴:۲۲ بعدازظهر
سلام،
ممنونم از توضيحات شما. من فکر میکردم منظور شما از شبکه، مفهوم الکترونيکی آن است. ولی وقتی صحبت از تکنولوژی شده اولين چيزی که به ذهن میرسد معنی آن و استفاده از ابزاری مانند اينترنت است نه يک ايده برای ثروتمند شدن عدهای که بعد از گذشتن بيش از يک قرن از به کارگيری آن تقريباً قديمی شده.
در هر حال اگر طبق توضيح شما منظور از تکنولوژی را روش تجارت هرمی فرض کنيم، به روشنی ماهيت آن با تجارت معمولی کاملاً فرق دارد و همانطور که توضيح دادم هفتاد و پنج درصد از کل اعضاء، کالايی دريافت میکنند که قيمت واقعی آن بسيار کمتر از مبلغ پرداختی آن است. يعنی اگر مسئله تجارت است، آن هفتاد و پنج درصد میتوانند اين کالا را از طريق معمولی خريداری کنند. پس اين هزينه بازاريابی و تبليغات نيست که به جيب افراد بالای شاخه (در شبکه يا هرم) میرود، بلکه ضرری است که افراد پايين هرم يا شبکه میدهند.
آيا اين سؤال را از خودتون کرديد که چرا تا بحال با يک کالای مصرفی (مثلاً موبايل) تجارت شبکهای انجام نشده؟ در اينصورت مشتری با مقايسه قيمت آن هيچگاه گرفتار اين بازی نخواهد شد. حال اگر به افراد گوشزد کنيم که هفتاد و پنج درصد شما کالايی دريافت میکنند که میتوانند آن را از جای دیگر ارزنتر بخرند، پس چه دليلی دارد آنها وارد اين شبکه شوند؟ در نتيجه کسی در اين شبکه سود نخواهد کرد و هر کسی هم که به دلايل شخصی (!؟) و علاقه به آن کالا وارد اين شبکه میشود عملاً ضرر میکند.
سالهاست طبق همين منطق اين گونه تجارتها در دنيا زير سؤال رفته. لطفاً اگر نمونهای از تجارت هرمی يا شبکهای سراغ داريد که در آن کالا با قيمت واقعی عرضه میشود عنوان کنيد تا بحث علمیتر شود. مثالی هم که زديد (گلد کوئيست) نمونه بارزی از کلاهبرداری محسوب میشه و يک سکه زينتی را به بيش از دو برابر قيمت میفروشند.
تا آنجا که میدانم در ايران هيچ هرم يا شبکهای که در آن کالا يا خدمات به قيمت واقعی عرضه شود، مرسوم نيست؛ چون اينگونه تجارت اگر سالم و بدون کلاهبرداری و با قيمت واقعی باشد، سود کمی برای بازارياب دارد. به طور مثال در آلمان اگر کسی برای شرکت موبايل O2 مشتری معرفی کند کمتر از پنج درصد مبلغ کل قرارداد به عنوان پورسانت به معرفی کننده پرداخت میشود. در ضمن احتياجی نيست که شخص معرفی کننده خود مشتری اين شرکت باشد.
ای کاش با مطالعه و شناخت بيشتری به اين مسئله میپرداختيد تا باعث تبليغ برای ضرر انسانهای ديگر نباشيد. با شناختی که از شما و نوشتههای شما دارم، میدانم قصد اين کار را نداشتيد، ولی متأسفانه در اين مورد بدون تحقيق و مطالعه اظهار نظر کرديد و اميدوارم در همين صفحه توضيح کلی در اين مورد بديد تا کسی با خوندن مطلب شما، دچار گمراهی و ضرر نشه.
با تشکر
نوشته شده توسط :
سعید حاتمی در روز ۱۱ مرداد ۱۳۸۴، ۶:۰۸ بعدازظهر