<درباره‌ي شركت در انتخابات و راي دادن به دكتر معين (3) شنبه ۲۰ فروردین ۸۴


آرمين راد

عزيزاني كه دو نوشته‌ي قبلي اول و دوم را خوانده‌اند و يا به نحوي پاسخ داده‌اند چند گروه‌اند:

1) گروهي كه معتقدند نظام اصلاح‌ناپذير است:

عقيده‌ي اين عزيزان را بايد به اين ترتيب شفاف‌تر بيان كرد: نظام را نه ما و نه هيچ‌كس ديگر نمي‌تواند اصلاح كند. چون قاضي مرتضوي خيلي بي‌چشم‌وروست و اينترنت در ايران فيلتر دارد و ما هيچ كاري جز غصه خوردن و فحش دادن نمي‌توانيم بكنيم پس ما بار خود برمي‌داريم و سر خويش مي‌گيريم و مي‌رويم و به اين اميد مي‌مانيم كه يك معجزه رخ دهد و يا ملت نفهم سر عقل بيايند و انقلاب كنند و يا نظام نفهم جمهوري اسلامي زير فشار و يا هر چيز ديگري تن به انتخابات آزاد دهد. هيچ مكانيسم عملي هم براي اين فشار مشخص نمي‌كنيم و حاضر نيستيم هيچ هزينه‌اي بپردازيم و فقط اصرار مي‌كنيم كه نبايد راي داد. در جواب به اين عزيزان بايد گفت كه نافرماني مدني با قهر كردن فرق دارد.

2) گروهي كه معتقدند راه اصلاح نظام اين است كه به نشانه‌ي اعتراض راي ندهيم:

اين عزيزان راهي را براي اعتراض برگزيده‌اند كه بيش از همه همان‌ها كه با آنان دشمني مي‌ورزند از آن نفع مي‌برند. اگر من به نحوي اعتراض كنم كه بيش از همه دشمنم از آن نفع ببرد و تماميت‌خواهان به قدرت بيش‌تري دست يابند اين چه اعتراضي است؟ نظام جمهوري اسلامي همين الان هم با بحران مشروعيت روبه‌رو هست ولي اين كه 70 درصد واجدين شرايط پاي صندوق بروند يا 45 درصد تاثير چنداني در پررويي قاضي مرتضوي ندارد. اگر دوستان راهي سراغ دارند كه اين درصد را بتوان به زير بيست درصد – در كل كشور و نه فقط تهران - رساند من حرف‌هايم را پس مي‌گيرم و كامل در خدمت خواهم بود.

3) گروهي كه معتقدند به جاي معين بايد به هاشمي و يا مهرعلي‌زاده راي داد:

ترجيح مي‌دهم بحث با اين عزيزان را از اين مقاله جدا كنم. در هر صورت با كساني كه با مهرعلي‌زاده موافقند مشكلي ندارم و در مورد هاشمي فعلا بحثي نمي‌كنم هر چند با ايشان نيز مخالفم.

4) گروهي كه استدلالات اين حقير را كودكانه مي‌دانند:

اين عزيزان كه تعدادشان هم كم نيست به دليلي كه بر من روشن نيست به جاي استدلال و رد كردن دلايل مطرح شده و ارائه‌ي راه حل به‌تر حكم به كودك بودن و بي‌عقل بودن اين حقير مي‌دهند. در برابر اين گروه هيچ دفاعي ندارم فقط از صميم قلب خواهش مي‌كنم پس از تمسخر اندكي هم استدلال كنند و راه عملي ارائه كنند. باور كنيد كه در اين بحث بيش از اين كه قصد قبولاندن نظر خودم را داشته باشم به يافتن راه حل بهينه فكر مي‌كنم و از تمام عزيزان تقاضا دارم در اين راه هم‌كاري كنند.

با خواندن نظرات تمامي عزيزان احساس كردم هيچ كس نمي‌خواهد به اين سوال پاسخ گويد كه فايده‌ي راي ندادن چيست؟ من هم مي‌دانم كه اين يك اعتراض است و البته من خودم بيش از همه اعتراض دارم اما لطف كنيد مشخص كنيد كه اين اعتراض در دنيايي كه تمام قدرت‌ها به فكر خوداند و كسي دلش به حال ما نسوخته است چه فوايد عملي براي ما دارد و مثلا چه كمكي به به‌بود آزادي بيان در ايران مي‌كند؟

پ.ن.: دوستان لطفا اين را هم بخوانند.

آرمین راد :: April 09, 2005 :: سیاست

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/166

نظرات شما: