< دستکارى در ادبيات بعد از دريافت «چمدان ريال» دوشنبه ۱۷ اسفند ۸۳


س.ع.دشمن شناس

اشاره‌: بحث «چمدان ريال» اينروزها داغ است.

[مرگ «وارطان» در زمستان ۸۳:]

وارطان سخن بگو،

لامصب تو چقدر گرفتى؟

وارطان سخن نگفت، چو خورشيد

از تيرگى برآمد و عاقبت بخير شد و رفت

وارطان سخن نگفت، وارطان ستاره بود

يک دم درين ظلام «چمدان» گرفت و رفت

وارطان سخن نگفت، وارطان کارگزار بود

پول گرفت و مژده داد: زمستان گذشت و رفت!

[در دايره قسمت اوضاع دوباره خر تو خر شد:]

(‌تعدادى پرونده از روى ميز آقاى رييس دايره گم مى شود)

چمدان و خون دل هر يک به کسى دادند،

در دايره قسمت اوضاع چنين باشد

در کار گلاب و گل حکم ازلى اين بود،

کاين مهره بازارى وان اوين نشين باشد

[سعدى هم وارد معرکه مى شود:]

ورت ز دست بر آيد چون سردار باش کريم/ گرت ز دست بر آيد بزن توى کار آزاد

[مثل اينکه مولانا را هم خريده اند:]

از تو بر من تافت چون دارى نهان/ مى‌فشانى پول چون شه بى‌زبان

بياييد بيايد به سردار بگرديم/ بر اين استن نظام چو پرگار بگرديم

بياييد که امروز به دلار و چک روز/ چو فعالان پول‌دوست بر آن يار بگرديم.

در اين خاک در اين خاک در اين مزرعه پاک/ بجز طرح و پروژه دگر بذر نکاريم

[ناصرخسرو اعصاب‌ندار هم راست مدرن مى شود:]

من آنم که در پاى نيکان بريزم/ مر اين قيمتى در مقاله‌هايم را

شورای سردبیری فانوس :: March 07, 2005 :: فانوس قديم

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/200

نظرات شما: