<بوتيك یکشنبه ۱۸ بهمن ۸۳
آرمين راد
فيلم بوتيك روايت له شدن آدمهاست.
اين روايت هر جايى ميتواند اتفاق بيافتد. كسانى كه در لابهلاى چرخدندههاى بيرحم سنت و قدرت و شهوت و ثروت و ماشينيسم و مدرنيسم به معناي واقعى كلمه له ميشوند و بيننده صداى خرد شدن استخوانهايشان را با عمق وجودش احساس ميكند.
و محمدرضا گلزار – البته با ريش اين دفعه- سعى ميكند نقش مسيح زمان را بازى كند. نجاتدهندهاى كمبضاعت كه جز پراكندن محبت كارى از دستش برنميآيد و در آخرين صحنهي فيلم سرمنشا اين همه كثافت را با دستان خود خفه ميكند.
فيلمنامه و داستان سياه فيلم واقعا شاهكار است و بازي خوب بازيگران فيلم از يك نويسنده و كارگردان نه چندان مشهور فيلمى بيرون داده است كه تا چند روز آدمى را درگير ميكند.
“درست است كه پول خوشبختى نميآورد اما بيپولى حتما بدبختى ميآورد ...“
بوتيك بيننده را له ميكند.
