<هر كسى از ظن خود شد يار من پنجشنبه ۱۵ بهمن ۸۳


آرمين راد

اپيزود اول:

نما: بيرونى، صبح زود، هوا ابرى و بارش آرام برف

مكان: اتوبان شهيد همت

يك پرايد سفيد و يك پيكان قرمز از كنار هم در حال عبور هستند. پرايد به دليل لغزنده بودن ليز مي‎خورد و با پيكان شاخ به شاخ مي‎شود. بعد از تصادف راننده‏ها با ناراحتى و عصبانيت از ماشين پياده مي‏شوند. راننده‏ى پرايد يك دختر جوان است كه از دماغش خون مي‏چكد و مانتو سفيدش پر از خون شده است. راننده‏ى پيكان بلافاصله از جيب خود دست‏مال سفيدى در‏مي‏آورد و به دختر مي‎دهد. دوربين در حالى كه از صحنه فيلم‏بردارى مي‏كند ارتفاع مي‏گيرد و از صحنه دور مي‏شود.

اپيزود آخر:

نما: درونى، اتاق عقد

عروس خانم پس از دو بار گل چيدن مي‏گويد بله!

×××

راديو اسرائيل: باز هم در رژيم منحوس آخوندى يك تصادف رخ داد. آمار تصادفات بعد از انقلاب سال 57 ....

راديو بي‎بي‎سى: تحليل‎گران معتقدند ممكن است شايد ممكن باشد ارتباط كمى بين اين تصادف و برنامه‏ى هسته‏اى ايران اصلا و ابدا موجود نيست.

راديو فردا: با توجه به آمار اين تصادف مشكوك اگر اورانيوم غنى شده در صندوق‏عقب عروس‏خانم جاسازى نشده بود كار به ازدواج نمي‎رسيد.

راديو سراسرى جمهورى اسلامى ايران: جالب است كه به ميمنت و مباركى دهه‏ى فرخنده‏ى فجر اين دو نفر يك‏ديگر را به سرعت بخشيده و به عقد هم درآمدند. جشن ازدواج پانصد زوج ديگر كه در بزرگ‏راه‎ها با هم تصادف شاخ‏به‏شاخ كرده‎اند در 22 بهمن اجرا مي‎شود.

جنتى در خطبه‏هاى نماز جمعه: هر كس اين دو ملحد را ديد درجا با كلت كمرى سازمانى يا با غير آن حكم خدا را به اجرا درآورد.

رمضان‏زاده: اين نشان‏دهنده‏ى ميزان بالاى دموكراسى در جامعه‏ى ايران است كه يك تصادف منجر به ازدواج مي‎شود.

كيهان: بايد ديد آيا ر.خ. قصدش از تصادف با ر.آ. چه بوده است و آيا با پراگ ارتباط تلفنى داشته‏اند يا نه؟

قاضي‎مرتضوى: نتايج پزشكى قانونى نشان داد كه اين خانم بينى خود را چند روز قبل عمل زيبايى كرده و در تصادف روى دماغش مركركروم ريخته است. اگر ثابت شود كه ايشان قصد زدن تشويش به امنيت ملى داشته است خودم از راه‏هاى نيمه‏قانونى با ايشان برخورد شاخ به‏شاخ مي‏كنم.

پارسا صائبى: آقا دست از سر وبلاگستان برداريد. ما كه بي‏كار نيستيم اين‏جا تمام مشكلات مملكت را حل كنيم. اصلا همين الان هم به اندازه‏ى كافى وقت هم‏ديگر را تلف مي‏كنيم. من به لحاظ فلسفى با صحنه‏ى دور شدن دوربين مشكل دارم.

رحيم مخكوك: عشق يعنى همين! ياد بگيريد درست زندگى كنيد آن وقت تصادفات شما هم ختم به خير مي‎شود.

آرمين راد: تصادف بد است. درست.

دماغ خانم خون آمد. درست.

اما اين تمام واقعيت نيست.

مطابق آمار ITO بيش از 90 درصد ازدواج‏هاى شاخ‏به‏شاخ از تصادفات جاده‎اى ناشى مي‎شود...

اى كاش مي‏دانستيم مي‏شود به جاى خواستگارى سنتى با يك خانم شاخ‏به‏شاخ كرد. اى كاش مي‎شد بدانيم گردان‎هاى الزهرا و عاشورا فقط به درد شاخ‏به‏شاخ شدن مي‎خورند...

سپيده مويه: من يك پزشكم. به‏تر است اين خانم و آقا از روش‎هاى جلوگيرى استفاده كنند تا كم‏تر شاخ‏به‏شاخ بشوند. اين طور دماغ كسى هم خون نمي‎آيد و آقا هم براى ازدواج مي‎تواند مثل بچه‏ى آدم برود خواستگارى.

آليوس‎ماكسيموس: من در بازديد خود از بالاى برج ايفل عكس اين منظره را گرفته‏ام كه اگر رويش كليك كنيد آثار صدور انقلاب اسلامى به فرانسه در آن ديده مي‏شود.

سام‏الدين ضيايى: مبارك است. حضرت مولانا در اين مورد مي‎فرمايد: هر كسى از ظن خود شد يار من...

نيما قديمى: من وقتى جبهه بودم يكى از دوستان ما كه راننده‏ى تانك بود همين طورى با يك تانك عراقى شاخ‏به‏شاخ شد. البته راننده‏ى تانك عراقى يك سروان زن بود ولى نمي‎دانم چرا او به جاى اين كه داماد بشود دود شد رفت هوا و من اصلا نمردم. الان اون دوستم كه دود شده عضو كارگزاران است و اون سروان زن عراقى همونى بود كه تو زندان ابوغريب انگشت شصتش رو به اون سرباز عراقى نشون داد. اين بود داستان مشاركتى شدن بنده.

سورا ايرانى: هيچ!‌مدت‏هاست هيچ!

پي‎نوشت: آقا شوخى بود. هر چه فحش داريد بدهيد ولى مخلص همه هم هستيم. خدا وكيلى ناراحت نشويد.

شورای سردبیری فانوس :: February 03, 2005 :: فانوس قديم

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/261

نظرات شما: