<بازگشت به گذشته نامداران مطبوعات؟! شنبه ۵ دی ۸۳


سيد سام الدين ضيائي

پذيرش حقيقت شکست پس از انتخابات مجلس چهارم و تبريک اين ميمنت تاريخي به طرفداران خود، خصلت فرخنده اي بود که اين امکان را پديد آورد تا جريان چپ، در خارج از دايره قدرت به اصلاح خود بپردازد و مواضع خود را مورد تحليل و بازسازي قرار دهد.

پس از دوم خرداد به نظر مي رسيد بعد از گذشت سال هاي تجربه، اين جريان گرچه هنوز شعار عدالت مي دهد و به اصطلاح چپ مي زند، اما در بسياري از موضع گيري هاي خود، بي گدار به آب نزده و روز به روز به واقعيت نزديک تر و از تعصب ورزي هاي سابق دور مي شود. زبان منطق را برگزيده و از خشونت در انديشه و عمل بيزار شده است. بي طاقتي ايدئولوژيک را رها کرده و انديشه ديگران را حقير نمي شمارد و در برابر دشمن نيز سعي بر رعايت ادب و اخلاق دارد.

تغيير در گفتار و رفتار چپ گرايان خشن ديروز و اصلاح طلب امروز به ويژه زماني مورد اقبال عمومي قرار گرفت که خشونت گرايان راست، عرصه را بر مردم تنگ تر از دوران حاکميت چپ ها کرده بودند. بوي گل ياسي که اصلاح طلبان با دست چپ خود نشانمان دادند چنان مست مان کرد که گذشته نه چندان شفاف را به دست باد فراموشي سيرديم و دست در دست شان به اعتماد داديم و خواستيم ميهن خويش را کنيم اصلاح!

با چه شوري با «صبح امروز» حجاريان ندانسته ها را دانستيم و بر «نوسازى» جلايى پور که ناکام ماند گريستيم و غروب «آفتاب» سحرخيز را حسرت خورديم. اما زماني که نشريات بسته مي شد، به گذشته شک مى کرديم! نشريات به صاحب امتيازى کسانى بسته مى شد و ديگر کسان که به قدرت وصل نبودند هزينه اش را مي يرداختند. گويا قانون مطبوعات نيز به نفع آن کسان تغيير کرده بود تا صاحب امتياز بازخواست شود و نويسنده بازداشت! چه بايد کرد که گفته‌اند «شک»، «شک» مي فزايد و نگارنده گويا به دليل انس قبلي با اصلاح طلبان اين را از ادبيات گذشته ي چپ به يادگار دارد!

و صد افسوس که اظهارات دور از شان همان کسان به رغم نقد هاي منطقي که داشته‌اند، اين روزها آن «شک» را به يقين نزديک مي کند. روزهاي اخير را فراموش نکنيم. تاريخ اين روز ها را فراموش نخواهد کرد. در اين روزها، دوستان مطبوعاتي که قرار بود به عنوان رکن چهارم دموکراسي از حقوق مردم در برابر استبداد دفاع کنند، به زبان نشان دادند هنوز در فضاي خشن و مخوف تسخير سفارت امريکا و درگيري هاي کردستان و حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به سر مي برند و هنوز هم در باب وسايل و روش هاي رسيدن به هدفي که برايش اهميت مطلق قايل شده‌اند، کمتر مي انديشند و با حقير کردن دوستان دگرخواه ضعيف تر، مي خواهند به مقصد برسند و بر حريف قدر قدرت پيروز شوند!

درسي که به نظر مي رسيد اين دوستان از وقايع چند ساله پس از مجلس چهارم آموختند و نياموختند، اين بود که بقاي اجتماعي هيچ جريان سياسى، تضمين شده نيست و کج روي هاي اندک و برداشت هاي انحصاري و بدتر از همه تلف کردن فرصت هاي ملي، رفته رفته چنان افزون مي شود و کار را به جايي مي کشاند که بازگشت دوباره امکان نخواهد داشت.

جريان مصلحت گراي راست همه پل هاي بازگشت دوباره خود را به جايگاهي که هرگز در ميان مردم نيافت در سال هاي جنبش اصلاحات به کلي خراب کرد و به نظر مي رسد دوستان اصلاح طلب در همين زمان کوتاه روزهاي اخير به اندازه چند سال جريان راست، در حال تخريب پل هاى پشت سرند! به ويژه از دوستان نامداري مثل سعيد حجاريان، حميد رضا جلايي پور و عيسي سحرخيز که در دوران اصلاحات وجهه شايسته‌اى در نقد خشونت گرايان راست کسب کرده بودند، آموخته بوديم که به استناد علي (ع) حق را با باطل نياميزيم و جاي تاسف است ببينيم همين دوستان که مي توانستند دوستانه نقدهاي تند و تيز خود را در ميان بگذارند، دوستانشان را که به قدرت هم وصل نيستند و راهي يافته و با مردم در ميان گذارده اند (هر چند خام) خصمانه و با زباني بي رحم آميخته به خشونت و گاهي کينه، به «کيو کيو بنگ بنگ» و جوانانى که «استفراغ فرو مى خورند!» تحقير کنند.

دوستان مطبوعاتي گرانقدري که زماني به حق افتخار مطبوعات محسوب شدند و به همکاري شان مفتخر بودم، مي دانم که مي دانند هر کدام از همين جوانان کيو کيو بنگ بنگي که به زعم آنان استفراغ‌شان را باز مى‌خورند و به تعبيرى نزديکتر به واقع استفراغ خورده را باز برگردانده اند، با همين قد و اندازه حقير که کلام دوستان چنينشان مي نمود، بيشتر از همه مدعيان اصلاحات، طلبکار اين انقلاب اند که اکنون آن را باز بر مي گردانند و متحمل پرداخت هزينه اصلاحاتى شده‌اند که رهبرى مجازى اش با ديگران بود! از ترور و شکنجه و زندان تا آوارگى در غربت!

شورای سردبیری فانوس :: December 25, 2004 :: فانوس قديم

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/359

نظرات شما: