<شب یلدا دوشنبه ۳۰ آذر ۸۳


آليوس ماکسيموس

 

در طولانی ترین شب سال تفالی به دیوان حضرت حافظ زدم؛ این غزل آمد:

راهیست راه عشق، که هیچش کناره نیست

آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست

هرگه که دل بعشق دهی خوش دمی بود

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

ما را زمنع عقل مترسان و می بیار

کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست

از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشد

جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست

او را بچشم پاک توان دید چون هلال

هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست

فرصت شمر طریقه رندی که این نشان

چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

نگرفت در تو گریه حافظ بهیچ رو

حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلیپی به مناسبت شب یلدا

آلیوس ماکسیموس :: December 20, 2004 :: فانوس قديم

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/370

نظرات شما: