< فاصلهى گناه و دوزخ یکشنبه ۲۲ آذر ۸۳
آرمين راد
برخى مىپندارند فاصلهى بد بودن و خوب بودن خيلى زياد است.
برخى آدمهاى دوروبر خود را بد مىدانند و خود را خوب.
برخى آدمهاى اطراف را خوب مىدانند و خود را بد.
برخى نيز خود را همان طور مىپندارند که اطرافيانشان را.
من فکر مىکنم فاصلهى خوب بودن و بد بودن خيلى کم است. مثل فاصلهى گناه و دوزخ.
براى همين هم هست که بيشتر آدمها براى تمام خيانتهاى خود توجيه دارند و خود را خوب مىدانند.
براى همين هم هست که بيشتر آدمهاى خوب وقتى بد مىشوند اول ديگران خبردار مىشوند.
براى همين هم هست که من و شما فکر مى کنيم خوبيم ولى کثافت از سر و رويمان بالا مىرود.
فاصلهى خوبى و بدى فاصلهى گفتن "بله" و "شايد" است.
فاصلهى خوبى و بدى فاصلهى چند دهم ثانيه دير بستن چشم است.
فاصلهى خوبى و بدى فاصلهى لب گزيدن و حرف زدن است، آن وقت که عصبانى مىشوى.
فاصلهى خوبى و بدى، فاصلهى من است، وقتى به دنيا آمدم با من، وقتى که الان است ...
آن قدر که بهشت به دوزخ نزديک است گناه به دوزخ نزديک نيست ...
اگر کسى به شما گفت که بد شدهايد کمى تامل کنيد. شايد و حتما راست مىگويد!
