< ايمــــــان من! یکشنبه ۸ آذر ۸۳


سام الدين ضيائي

* ايمانم را

مثل قرآن مادربزرگ

روي تاقچه ي اتاق سرد ميهمان خانه ي يدربزرگ مي گذارم

و بي دغدغه ي بهشت و

هراس از جهنم ،

به خدا مي انديشم.

* خداي من

خداي هيچ قوم برگزيده اي نيست

برگزيده نيست!

* خداي من

خداي دورافتاده ترين شهر ها

خداي همه ي کوچه هاي تاريک

همه ي محله هاي بدنام

همه ي روسپي خانه ها

خداي روسپيان

خداي ديگران

ــ هم ــ

هست!

* خداي تازه ي من

همچون نفس دوشيزه و نگاه مادرم

بوي عشق مي دهد

و خداي مادربزرگ

بوي

عباي

واعظ

مسجد

جامع

بازار!

سید سام الدین ضیائی :: November 28, 2004 :: فانوس قديم

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/426

نظرات شما: