<ابهام زايى سردبير جمعه ۲۹ آبان ۸۳


پارسا صائبى

در اين مطلب فارغ از لب کلام آقاى شمس الواعظين به چند عبارت جالب و مبهم که در مقاله معروف «بازگشت هاشمى رفسنجانى» آورده مى پردازيم:

- «انسداد كريدور هاى ميانى و پايانى حوزه قدرت سياسى». من که با اين عقل ناقصم از اين عبارت چيزى سر در نياوردم. اگر کسى متوجه شد لطفاً به ما هم اعلام کند!‌

- «اين خطاى استراتژيك آن هم در شرايط تراكم ناكامى هاى اصلاح طلبان، براى ثبت امتياز به سود صحت و تندرستى يك ديدگاه و صاحبان آن نيست.»

از «تراکم ناکامى» که بگذريم از «صحت و تندرستى يک ديدگاه» نمى توانيم بگذريم!‌ «صحت و تندرستى يک ديدگاه» يعنى چه؟! آيا درستى و «تندرستى» از يک جنس هستند؟! آيا «صحت» براى «ديدگاه» و «تندرستى» براى «صاحبان» آن است؟ در اين صورت «صحت» يک «ديدگاه» چه ربطى به «تندرستى صاحب» آن دارد؟!

- «ترافيك و مناقشه و بى نظمى در حوزه سياسى ايران با هيچ يك از استانداردهاى جهانى مطابقت ندارد.» معناى «مناقشه» و «بى‌نظمى» را مى شود فهميد ولى «ترافيک» اينجا به چه معنا است؟! آيا به معناى عبور و مرور و جابجايى زياد در قدرت است؟ يا به معناى انسداد سياسى است؟

- «در كشورهاى پيرامونى ايران كانون هاى نگران كننده اى شكل گرفته كه دير يا زود شعاع امنيت ملى ما را تحت تاثير قرار خواهند داد.» جالب اينجا است که به جاى خود امنيت ملى، «شعاع» آن را تحت تاثير قرار مى دهد.

- «منظومه منافع ملى يا آرمانى» منظور آقاى شمس الواعظين «منظومه آرمانى» است يا «منظومه منافع آرمانى». من که از دومى هيچ نمى فهمم. مگر «آرمان» هم «منظومه» دارد و اگر هم داشته باشد مگر «آرمان» لزوما «منفعت» دارد؟

- «آنچه در پس قيل و قال هاى جريان هاى سياسى كشور در حال نطفه گيرى است» پوزش از بابت اين توضيح که نطفه را يکبار مى گيرند و استمرارى نيست!‌ منظور شمس الواعظين احتمالاً شکل گيرى بوده است که استمرار دارد و نه ماه طول مى کشد!‌

- «رفسنجانى شخصيتى متعادل كننده (بالانسر) است.» آيا به نظر شما آوردن بالانسر جز يک ژست آنچنانى چه مى تواند باشد؟ آخر بالانسر در کجاى ادبيات سياسى ايران جا افتاده که سردبير محترم آن را براى توضيح «متعادل کننده» داخل پرانتز آورده است؟ لااقل آقاى شمس جمله خودشان را اينگونه مى نوشتند: «رفسنجانى شخصيتى بالانسر (‌متعادل کننده) است.» اين منطقى تر نبود؟! آيا شمس نميخواهد با چماق بر سر خواننده بکوبد که اگر تو با «متعادل کننده» آشناترى من با «بالانسر» مانوس ترم؟

- «سازه هاى سياسى ايران» اين ديگر شاهکار آقاى سردبير است. «سازه» لغتى فنى و در اصل مربوط به مهندسى عمران است. آيا منظور ايشان از «سازه» پلتفرم است که به نظر مى آيد چنين نباشد چون نبايد آن را جمع مى بست و در اين صورت بايد مى گفت: «سازه سياسى ايران» ظاهراً ايشان دارد اين لغت را به جاى «ساختار» استفاده مى کند. اما سوال اينجا است که مگر عبارت آشناى «ساختار سياسى ايران» چه اشکالى دارد؟

موارد زياد است و با کمى دقت ميتوان نکات ديگرى يافت. (به دليل طولانى شدن مطلب، به هنگام ويرايش نهايى مطلب حدود چهار مورد ديگر را حذف کرده‌ام.) سوال اينجا است که چه اصرارى هست که پيچيده و مبهم مقاله بنويسيم و سعى کنيم که در مورد موضوعى که خود ذاتاً جنجال برانگيز است، به جاى ابهام زدايى ابهام زايى کنيم؟ مثل اينکه ساده نوشتن کار چندان ساده‌اى هم نيست!

شورای سردبیری فانوس :: November 19, 2004 :: سیاست

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/452

نظرات شما: