<تا انتخابات پنجشنبه ۱۴ آبان ۸۳


آرمين راد

با كسب اجازه از دوستان براي استفاده از اين تيتر نكاتي را لازم دانستم در مورد انتخابات رياست جمهوري ايران به اطلاع برسانم. دوستان بسياري از سرمقاله‏ي شرق به قلم شمس برآشفته‎اند و من نيز در اين مورد استثنا نيستم اما فكر مي‎كنم يك نكته‏ي مهم نبايد دور از ذهن بماند و آن اين كه اگر هاشمي نباشد پس چه كسي باشد؟ تمام انتقاداتي كه نسبت به تحليل شمس مطرح مي‎شود حاوي ايراداتي است كه به هاشمي رفسنجاني وارد است. اما كم‎تر كسي گزينه‏ي به‎تري را معرفي مي‎كند. منظورم از گزينه لزوما شخص ديگري نيست كه بتواند از فيلتر شوراي نگه‏بان رد شود. منظور پاسخ به سؤال مهم چه بايد كرد است. گزينه‎هايي كه بر دادن راي پوچ در روز انتخابات تاكيد دارند ضمانت اجرايي ندارند و شركت نكردن در انتخابات هم دردي را دوا نمي‎كند.

در اين بين دل خوش كردن به شورش‎هاي خياباني كه هر از گاهي اتفاق مي‎افتد به علت كور بودن و عدم وجود هدف خاص عملا بي‎فايده است و فقط شايد بتوان كمي به حركات دانش‎جويي دل بست كه به تنهايي بار احزاب و اپوزيسيون را بر دوش مي‎كشند اما تشكيلات ندارند و كم‎تجربه‎اند.

من فكر مي‎كنم ملت ايران دوباره دارد اشتباه تاريخي خود را تكرار مي‏كند. ما همه مي‎دانيم چه نمي‎خواهيم اما هم‎چنان بر آن چه مي‎خواهيم اجماعي وجود ندارد. دموكراسي هم كه خواست همه‏ي ماست بدون وجود راه‎كار براي رسيدن به آن فايده‎اي ندارد. ما مي‎دانستيم كه شاه نمي‎خواهيم ميدانستيم كه ناطق نمي‎خواهيم مي‎دانيم كه هاشمي و ولايتي نمي‎خواهيم اما واقعا چه مي‎خواهيم و چه كسي را داريم تا جاي‎گزين كنيم؟

در اين زمان مهم نقش روشن‎فكران را بسيار مهم مي‎دانم و فكر مي‎كنم وقت آن رسيده است تا روشن‎فكران ايراني نقش خود را در هدايت افكار عمومي بازي كنند و اين كار جز به مدد بهره‎گيري كامل از قدرت رسانه‎ها ممكن نيست. شبكه‏ي تلويزيوني ماه‎واره‎اي را مجسم كنيد با اسم “صلح“، سرمايه‏گذاري برنده‎ي جايزه‎ي صلح نوبل و مديريت يك روزنامه‎نگار كاركشته كه رسانه را هم خوب مي‎شناسد. بايد به نحوي مردم را از انفعال درآورد و راه‎كار ارائه كرد وگرنه همه مي‎دانيم هاشمي را نمي‎خواهيم.

شورای سردبیری فانوس :: November 04, 2004 :: سیاست

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/480

نظرات شما: