<ماندن يا رفتن؟ مساله اين نيست! جمعه ۳۱ مرداد ۸۲


پ. صائبى

چندى است که به دنبال رد مجدد لايحه اصلاح قانون انتخابات توسط شوراى نگهبان ، بحث استعفاى خاتمى و يا ماندن ايشان مجددا در بين نيروهاى اپوزيسيون و روشنفکران دينى و اصلاح طلبان گرم شده است. به نظر صاحب اين قلم چند مطلب مهم در اين بحث مغفول مانده است:

الف) واضحا در فرصت سه تا چهار ماهه باقيمانده تا ثبت نام انتخابات مجلس و با توجه به فروپاشى جبهه دوم خرداد و جدا شدن آقايان مجمع روحانيون و فرزندان هاشمى يعنى کارگزاران از آنها، در عين حال آچمز کردن مشارکتى ها و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ،جدا کردن آنها از جنبش دانشجويى و حتى بقاياى دفتر تحکيم و منزوى کردن کل مجموعه از مردم مايوس و به حق يا ناحق نااميد ، قدرت خاتمى را در چانه زنى -اگر هم بخواهد به فرض کارى انجام دهد - به شدت کاهش داده است. مماشات بيش از حد خاتمى و محجوبيت و و ترسو بودن و ساده دلى او را هم که اضافه نماييم به اين نتيجه مى رسيم که نتيجتا راهى جز حکم حکومتى آقا يا رفتن به مجمع تشخيص مصلحت باقى نمى ماند و راه هاى رفراندوم يا چانه زنى با شوراى نگهبان به نظر اينجانب منتفى است. اينکه در فکر آقايان مجمع تشخيص چه ميگذرد و چکار خواهند کرد بحث ديگرى است.

ب) لايحه افزايش اختيارات رياست جمهورى که کاملا در محاق است و به آن اميد چندانى نمى توان بست. ضمن اينکه چنين لايحه اى با شرايط موجود ريسک افتادن به دست رييس جمهور آتى تماميت خواه را به همراه دارد . در هر حال خاتمى در اينجا هم کارى نمى تواند بکند. اصلا گيريم که همين فردا معجزه شد و اين لايحه تصويب شد، آيا ميتوانيد تصور کنيد که خاتميى که اين روزها ميشناسيم عليه قاضى مرتضوى اعلام جرم کند؟!!

ج) فضا سازى و دموکراسى از پايين نيز بدون حضور رکن چهارم يعنى مطبوعات ابتر خواهد بود. واضحا اگر خاتمى به آزادى نويسندگان و زندانيان سياسى کمکى مى کرد ، پشتوانه خوبى براى احياى جنبش پيدا مى شد. ليکن چنين انتظارى را از ايشان به هر دليل و علت نبايد داشت.

نتيجه اينکه : ادامه حضور خاتمى و باقيمانده ياران در حاکميت فايده چندانى نخواهد داشت مگر اينکه معجزه اى اتفاق بيفتد و در چنين شرايطى « با گرانان گرانى بشود » که بعيد است.

در هر حال با بازخوانى شرايط موجود به و مرور دوباره واقعيات مسلم فعلى به همين نتيجه نيز ميرسيم که استعفاى خاتمى نيز در چنين شرايطى که دير شده است گره اى نمى گشايد و از نظر سياسى تنها پايان درد و رنج اصلاح طلبان حکومتى (‌بخش غير فرصت طلب البته!) و اعلام تسليم آنها است. اما شايد تنها مرهمى بر زخم هاى مردم باشد يا اينکه آبروى رفته خاتمى را باز گرداند که هر دوى اين ويژگى هاى احتمالى فرعى و حاشيه اى بوده و ربطى به تحولات سياسى نخواهد داشت. همينطور است فرض اينکه در صورت خروج از حاکميت اميد و نشاط به اردوى اصلاحات باز خواهد گشت که کاملا اغراق آميز است و در عين حال اين فرضيه نيز که در صورت خروج اصلاح طلبان آمريکا به ايران حمله خواهد کرد، بسيار بعيد است چرا که آمريکا در همين چند ماه اخير نشان داده که بطور غريزى با تماميت خواهان بهتر مى تواند صحبت کند و آندو زبان يکديگر را بهتر ميفهمند و سابقه گفتگوى دوستانه (در ماجراى ايران -کنترا ) يا خصمانه ( مثلا سرنگونى ايرباس ايرانى ) آن دو همواره به نتيجه مشخص رسيده است.

در هر حال بحث خروج يا عدم خروج از حاکميت استعفا يا عدم استعفاى خاتمى يک مرثيه سرايى عبث يا خوش خيالى توهم زا است. چنين بحثى اکنون بى حاصل است . از خاتمى در شرايط فعلى تنها ميشود « عبور کرد » همين!

شورای سردبیری فانوس :: August 22, 2003 :: فانوس قديم

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1237

نظرات شما: