<انتظار سه شنبه ۱۵ شهریور ۸۴

امروز خودم را
آراسته‌ام.

گفتی که ظهر می‌آيی
و من يادم رفت بپرسم
به افق تو يا من؟
و تو يادت رفت بگويی
فردا يا روزی ديگر؟

چه فرقی می‌کند؟

خودم را آراسته‌ام،
عطرزده و منتظر
با لباسی که خودت تنم کردی.

عباس معروفی :: September 06, 2005 :: شعر - ترانه

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1288

مطالب دیگر در زمینه شعر - ترانه

برایم فرشته‌ای بفرست - نگاشته شده در چهارشنبه ۲۶ مرداد ۸۴ به قلم:: آلیوس
افسانه‌ی عشق مِه‌آلود - نگاشته شده در جمعه ۱۴ مرداد ۸۴ به قلم:: عباس معروفی
خواهش - نگاشته شده در یکشنبه ۹ مرداد ۸۴ به قلم:: سید سام الدین ضیائی
مسيح باز مصلوب! - نگاشته شده در یکشنبه ۱۲ تیر ۸۴ به قلم:: سید سام الدین ضیائی
حقیقت شعر - نگاشته شده در جمعه ۱۰ تیر ۸۴ به قلم:: آسمون

نظرات شما:

I'm asking myself: How can it be that I've never ran through your site before? It's a great one! Port aBuayar: http://mooshoopork.net/pork/index.php?p=154 , out little pieces of bread and cups of juice

نوشته شده توسط : Eric Brown در روز ۳۰ شهریور ۱۳۸۴، ۲:۴۹ بعدازظهر









Remember personal info?