<کوجيتو در شبکه (۱) پنجشنبه ۱۷ شهریور ۸۴

«شبکه‌ى مغزها» که آن‌را در قالب طنز ارايه کردم در واقع صورت تعميم يافته از موقعيت «مغز در خمره» در فلسفه است. در اين موقعيت تمامى تصورات ذهنى ما مجازى هستند و جهان خارج وجود ندارد. حتا تصور ما از اندام خودمان هم مى‌تواند ناشى از فيدبک‌هاى وارده به اعصاب متصل به مغز باشد. فکرش را بکنيد حتا موقع عشق‌بازى هم فقط يک سرى فيدبک است که به مغز ارسال مى‌شود! اما اين فيدبک‌ها از کجا مى‌آيند؟ از همان نودهاى شبيه‌ساز که در واقع ماشين‌هاى هوشمند هستند. اما آيا نودهاى ساخت بشر به قدر کافى هوشمند خواهند بود؟

تصور اين مطلب چندان پيچيده نيست، فرض کنيد وارد يک چت‌روم شده‌ايد. بعد از مدتى يک نفر جديد وارد مى‌شود و از شما خوشش مى‌آيد. با هم در مورد خيلى چيز‌ها صحبت مى‌کنيد. او حتا با پيشنهاد Voice Chat هم موافقت مى‌کند. او پس از اين‌که متوجه مى‌شود شما در ايران زندگى مى‌کنيد و با وجود اين‌که فارسى را خوب صحبت مى‌کند، به شما مى‌گويد که در آمريکا زندگى مى‌کند ولى براى جلب اطمينان شما آدرس و شماره تلفنش را به شما مى‌دهد. با آن شماره تماس مى‌گيريد و او هم با مهربانى با شما صحبت مى‌کند (فکر بد نکنيد، هر دو مجرد و از جنس مخالف هستيد!!) شما يک دل نه صد دل عاشقش مى‌شويد و به هر قيمتى که شده ويزا مى‌گيريد و به آدرس او مى‌رويد.

- ببخشيد اين‌جا يک شرکت نرم‌افزارى است. شخصى که شما عاشقش شده بوديد يک نرم‌افزار بسيار قوى بود. ما در اين شرکت از پيش‌رفته‌ترين تکنيک‌هاى هوش مصنوعى استفاده مى‌کنيم. صحبت‌ها هم که آن همه طبيعى به نظر مى‌رسيد، در واقع با پيش‌رفته ترين الگوريتم‌هاىText-To-Speech ايجاد شده بود.
- در واقع شما از اين‌که به همين راحتى بهتون ويزا دادند بايد شک مى‌کرديد، مگه مثل احمدى‌نژاد سازمان ملل در‌خواست کرده که بهتون ويزا دادند؟ در ضمن خدا شاهد است ما نمى‌خواستيم با احساسات شما بازى کنيم، متأسفانه نرم‌افزار ما زياد احساسى و عاطفى است…

امکان اين سناريو بر اين مبنا است که کارکرد ذهن را شبيه يک ماشين (صرف نظر از اين‌که ساخت چه کسى باشد، خدا يا انسان) بدانيم. به نظر شما آيا ذهن را مى‌توان با يک نرم‌افزار هرچند پيچيده، شبيه‌سازى کرد؟

فرض کنيد شما هم يک نود در اين شبکه هستيد (و چه تضمينى وجود دارد که همه‌ى ما عضو شبکه نباشيم؟) آيا فرقى مى‌کند که تصورات شما خروجى‌هاى يک برنامه‌ى شبيه‌ساز باشند يا «پديدار»‌هايى از جهان خارج در صورتى که عضو شبکه نبوديد؟ آيا اگر دکارت کشف مى‌کرد که در شبکه زندگى مى‌کند، برهان «مى‌انديشم پس هستم» را پس مى‌گرفت؟ در واقع من به دنبال بيان اين مطلب هستم که گرچه زندگى در شبکه ممکن استEpistemology را تحت تأثير قرار دهد اما تأثير خاصى برOntology ندارد.

نيما قديمى :: September 08, 2005 :: فلسفه

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1290

مطالب دیگر در زمینه فلسفه

درک بشری از جهان اطراف - نگاشته شده در سه شنبه ۴ مرداد ۸۴ به قلم:: لرد کاوی
نقدی بر علم و دین - نگاشته شده در دوشنبه ۳۰ خرداد ۸۴ به قلم:: لرد کاوی
نیچه و عطار نیشابوری - نگاشته شده در شنبه ۱۴ خرداد ۸۴ به قلم:: رحیم مخکوک
خوار شمردن تن - نگاشته شده در سه شنبه ۱۰ خرداد ۸۴ به قلم:: لرد کاوی
علم و دین - نگاشته شده در جمعه ۶ خرداد ۸۴ به قلم:: رحیم مخکوک

نظرات شما:










Remember personal info?