<«تلخ شیرین» سرمقاله کیهانی جمعه ۲۵ شهریور ۸۴
زمانی که یس از درگذشت بنیانگذار ج.ا.ا و و.م.ف سرانجام تارزن شعردوست اهل دود و رمان خراسانی اصل ترک که دوستان قبل از انقلاب از او خاطرات خوشی داشتند به رغم مخالفت آخوندهای درجه یکم رهبر شد، استاد در خانه یکی از بزرگان شهر ق. و خ یعنی همان ق فریادش در آمد: که از این همه آدم همین یک بی دین را باید رهبر می کردند؟!
اما دوستان استاد چیزی را خوب می دانستند و آن عدم تعادل عصبی استاد،یعنی حضرت م. ی بود. دکتر آ. س که سال هاست یزشک معالج حضرت استاد در لندن است، نسخه ای برایشان ییچیده بود که یا زن جوانی می گیرید، یا در روز کمی الکل میخورید، یا ورزش میکنید. استاد یاسخ داده بودند که نه آن غلط را میکنم، نه این ...را میخورم، اما ورزش میکنم. دور و بری های استاد خوب میدانند که بسیاری از موضعگیریهای حضرت ایشان ناشی از وضع روانی و عصبی اوست.
سالهاست که آقای ع.خ ر.ا.ا با واگذاری امتیاز 7 میلیارد تومانی شکر و واردات آن به استاد م. امکان آرامش نسبی ایشان را فراهم کردهاست تا شمشیر عصبانیتشان را به روی دیگران بکشند و به شیرینی آن امتیاز شیرین ببخشدشان. داستان بالماسکه رفتن استاد م.ی بماند تا بعد!
