<نقدى بر عملکرد سايت روز آنلاين دوشنبه ۳۰ آبان ۸۴
روز آنلاين و تحليلهاى نويسندگان محترم آن براى ما که علاقمند به پيگيرى مسائل سياسى ايران هستيم، خواندنى است و از تلاش زيادى که نويسندگان محترم اين سايت مىکنند، قدردانى بايد کرد. با اين همه به عنوان يک خواننده نظرم را در مورد روز آنلاين مىگويم:
الف) روزنامه اينترنتى به اين صورت که در يک ساعت مشخص از روز منتشر شود، جالب نيست. هم تلاش زيادى از طرف نويسندگان آن مىطلبد هم خوانندگان راضى نيستند، خصوصاً که هفتهاى دو روز (جمعه و شنبه) را هم کامل تعطيل مىکنند. روز جمعه براى خوانندگان داخل ايران فرصت خوبى براى پرداختن و سرکشى به اينترنت است و همينطور روز شنبه براى خوانندگان خارج از کشور. در ساعت انتشار که معمولاً پنج و سى دقيقه بامداد به وقت تهران است، ناگهان چند تا مقاله تند سياسى به همراه چند خبر ويژه - که از جايى هم قابل تاييد نيست - منتشر مىکنند که خواندن اينها وقت و حوصله مىطلبد. روزنامه اينترنتى با اين نحوه انتشار به نظر من جالب نيست. خواننده اينترنتى عجله دارد و بايد به صد جاى ديگر هم سر بزند، علاوه بر آن زود هم چشمش خسته مىشود. روز آنلاين بهتر است مانند بقيه سايتهاى روزنامه هاى معتبر دنيا هميشه آنلاين باشد و از فرم روزنامه خارج بشود. انتشار يک مقاله و مطلب خواندنى جديد در تناوب هر چند ساعت يکبار، کسى را خسته نمى کند.
ب) «روز» خيلى سياسى و خطى است. گير شش پيچش هم به احمدىنژاد است. گوييا همه چيز مملکت درست است و فقط و فقط مشکلى به نام احمدى نژاد داريم. هرگز چنين نيست حتى در عرصه سياسى، اصلاً هرگز مشکلات از جنس سياسى صرف هم نيست و از آن بالاتر اصلاً هرگز هيچ روزنامهاى آنقدر به مشکلات و کاستىها نگاه نمى کند. راستى چرا روز آنلاين به فرهنگ، ادبيات هنر و ورزش و مسائل جهانى غير علاقمند است و همه چيز را تيره و تار مىبيند؟ چرا روز آنلاين شبيه روزنامههاى موفق شمس الواعظين نيست؟ (ياد جامعه و عصر آزادگان بخير) حتى مىشود از «ايرانما» به سردبيرى بيژن صفسرى شاهد آورد که بازتر، روشنتر و متنوعتر از «روز» منتشر مىشود.
ج) ظاهراً تعدادى از نويسندگان با اسامى مستعار دارند مىنويسند. اين البته استفاده از ظرفيتهاى دنياى مجازى است، مستعارنويسى ايرادى ندارد (لااقل براى بنده!) اما نکته اينجا است که اين نويسندگان معمولاً «خبرهاى ويژه» مهم و جنجالى و نه تحليل مخابره مىکنند که از جايى نمىشود تاييد آن را گرفت. البته شايد قبلاً کمتر خواننده نوشتههاى بعضى از دوستان نويسنده بودهام که از آنها عذرخواهى مىکنم.
د) با اينکه اين روزنامه اينترنتى در ايران فيلتر نيست، اما زياد شناخته شده نيست. چون اساساً مردم ديگر خواننده مطالب سياسى نيستند. سايت بازتاب به دليل تنوع مطالب و نيز پيگيرى موضوعات موسوم به «بخوربخورها» براى مردم ايران جذابيت بيشترى دارد. (البته متاسفانه)
ه) صفحهبندى که گويا کار حسين درخشان بوده است، به نظر من چند ايراد دارد. حداقل اينکه فرم روزنامه ندارد. عکس صفحه اول به صورت روزنامه است اما عملاً استفاده اى ندارد. خواننده تنها تيتر اصلى را ميبيند و توجهش جلب مىشود. اما بعد از خواندن مطلب اصلى که در عکس روى جلد با تيتر درشت آمده، خواننده بلاتکليف مىماند که مطلب مهم بعدى چيست؟ کدام را بايد خواند. آنهم خوانندهاى که عجله دارد. (از شما چه پنهان که خود من اول از همه به سراغ ابراهيم خان نبوى مىروم!). تقسيمبندى مطالب هم درست انجام نشده است. مطالب انگليسى جاى مهمى را بىجهت اشغال کردهاند. بعضى از عکسهاى نويسندگان نيز خيلى توى ذوق مى زنند و کادربندى اشتباهى دارند. مثلاً تصوير آقاى بهنود دارد از کادرش مىزند بيرون! خانمها عبادى و کار نيز طورى نشان داده شده اند که در عين بىحجابى همچنان محجبه باشند، زياد تصوير موهايشان توى چشم نباشد و در اين کار نوعى تعمد ديده مىشود. شايد براى بهانه ندادن به فيلتر کنندگان بوده است. در مقابل «ايران ما» صفحه بندى چشمنواز و خوبى دارد.
و) روز آنلاين آرشيو روزانه ندارد.

