<باب و بها یکشنبه ۶ آذر ۸۴

بى هيچ مقدمه‌اى بابت تند رويم در مورد مسجد جمکران پوزش مى‌طلبم. اما فراموش نکنيد، من گفتم از زبان درون دينى سخن مى‌گويم، نه ديدگاه اصلى خودم. اگر به من باشد، با هر خراب کردنى مخالفم، يا دست کم به قول جناب گيله مرد، با خراب کردن بناهاى سنگى و آجرى مخالفم. حتا بناهاى فکرى را هم به نظر من نمى‌توان خراب کرد، بلکه بايد مثل لگوى بچه‌ها دانه‌دانه و با احتياط يک يک آجرها را برداشت و دوباره بنا کرد. بارى من به شخصه با هر خراب کردنى مخالفم، چه رسد به مکانى که در آن خطبه مسجد خوانده شده و حرمت داشته باشد. گرچه گمان نمى‌برم آن چاه کذايى در آن‌جا حرمتى داشته باشد! اما هم‌چنان که جناب ملا حسنى فرموده‌اند و من هم بارها و بارها در اين‌جا نوشته‌ام، من هم با دين مشکلى ندارم، مادام که رابطه‌اى باشد بين شخص و خدايش. اين‌جا که سخن از مسجد و جمکران و شيعه و اسلام است، تو بگو فلان فرقه آلت پرست در هند. من حتا به خودم اجازه نمى‌ دهم به آن‌ها هم بى‌احترامى شود، مادام که دينشان بين خودشان است و آلت مقتداشان. اما اگر خواستند آن خداى دروغين را بر سر ما بزنند، چاره‌اى جز فرياد زدن ندارم که اين خدا نيست!

ما تا حالا به جمکران کارى نداشتيم، اما حال که مشتى متحجر به اسم آن، امنيت و سرمايه و آبروى مملکتم را بيش از پيش مى‌برند ناچارم بپرسم به کدام مستند دينى اين مسجد به فرموده آقا بنا شده؟ تبيين رابطه امامت و خاتميت در شيعه پيش کش؛ آقايان بفرمايند فرق غيبت کبرا و صغرا چه شد؟ مگر بعد از چهارمين نايب خاص حضرت، بنا نبود اجتهاد جاى‌گزين نيابت امام شود؟ مگر در احاديث و روايات نيامده که بعد از دوران غيبت صغرا، از کسى نپذيريد که از طرف آقا خبر آورده؟ باز هم تأکيد مى‌کنم، آن‌چه بنا بود با خاتميت محقق شود، در شيعه تا پايان غيبت صغرا به تأخير افتاد. سمعا و طاعتا! ولى دوباره که دست به دامن معجزه و هاله نور و ملاقات آقا شده اند!!
عزيزان، من شيعه‌ام، مسلمانم، خداپرستم، اما معتقدم يک‌جايى، يک‌روزى، خداوند ولايت دنيا را به انسان سپرده است! اين همان خاتميت است يا بگوغيبت کبرا! اين يعنى اگر هزار معجزه ديگر رخ دهد انسان نبايد ولايت کسى را بپذيرد، شما بگو مسجدى را بنا کند(!) مى‌دانم اين پارادوکسى بزرگ در مذهب شيعه است که پس چگونه مى‌خواهد، مسأله ظهور را تبيين کند. آيا حضرتش جز با معجزه خواهد آمد؟ پذيرفتيم که اکنون به اين بحث نپردازيم، اما تکليفمان براى زمان غيبت در درون دين(تأکيد مى‌کنم درون دين) مشخص است. شما را به خدا به مراجع عظام مراجعه بفرماييد، نمى‌گويم منتظرى و صانعى، به فاضل و صافى بفرماييد آيا ادعاى اين آقايان خطرناک‌تر است يا اختلاف در رؤيت هلال ماه. به خدا اگر جلوى اين مردک را نگيريد، پس فردا ادعاى بابيت مى‌کند. مگر جز اين بود که آن موقع هم طلاب مستمند و فقير اطراف باب و بها جمع شدند تا با روحانيت دست در دست حکومت (رفسنجانى امروز) مبارزه کنند؟
باز هم تأکيد دو چندان که اگر اعتقادات درونى باشد و بين فرد و خدايش براى همه محترم است. بگذار به غيرت مردمى که به جمکران اعتقاد دارند، بر بخورد که جلوى اين قشرى‌گرى‌ها را بگيرند. يک‌بار ديگر هم گفته بودم، دوستى مى‌گفت از وقتى اين حزب اللهى‌ها ريختند توى سينما و پارک، زن و بچه مردم را کتک زدند و بعد همان‌جا نماز خواندند، آدم روش نمى‌شود نماز بخواند. او بعدها به بلاد کفر رفت و نمىدانم بعد از يازده سپتامبر چطور مى‌تواند بگويد که مسلمان است.

دوستان عزيز، من اگر هم اعتقادى به جمکران مىداشتم، از اين پس تقيه مى‌‌کردم!



نيما قديمى :: November 27, 2005 :: انديشه

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1353

مطالب دیگر در زمینه انديشه

احمدى نژاد و مهدويت - نگاشته شده در یکشنبه ۲۹ آبان ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
تکه‌اى از آن آيينه شکسته - نگاشته شده در شنبه ۱۴ آبان ۸۴ به قلم:: پارسا صائبى
نگاه (هانا آرندت) - نگاشته شده در دوشنبه ۱۴ شهریور ۸۴ به قلم:: آلیوس
عشق، ايمان و ولايت - نگاشته شده در پنجشنبه ۱۰ شهریور ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
ایمان خطرآفرین است (3) - نگاشته شده در چهارشنبه ۹ شهریور ۸۴ به قلم:: لرد کاوی

نظرات شما:

احسنت
بقول دکتر شریعتی بدترین نوع استعمار انسانها استحمار کردن و سواری بردن بنام دین و خداست و سخت ترین و پرهزینه ترین مبارزه هم همین است که با اربابان تزویر دربیفتی
مبارزه با اربابان زر و زور چندان پیچیده نیست ولی مبارزه با اربابان تزویر نیازمند آگاهی مردم است مردم باید به آن نقطه برسند که از این ارتباط با امام زمان و مهدویت و مسائلی از این دست چه کسانی میخواهند برای خودشان منزلتی کسب کنند
ابر و باد و مه و خورشید را به کار میگیرند تا از غفلت دیگران نانی بچنگ آورند و به رندی بخورند

نوشته شده توسط : ملا حسنی در روز ۶ آذر ۱۳۸۴، ۵:۴۳ بعدازظهر