<چند مطلب پراکنده ۲ جمعه ۲۵ آذر ۸۴

۸- بسيارى از کارها از آن جهت خوب يا بد شمرده مى‌شوند که در مسير تکامل بشر براى بقا، سودمند يا زيان‌بار بوده‌اند. دزدى و دروغ زندگى را ناممکن مى‌سازند و در مقابل راستى و امانت‌دارى زندگى را مطبوع و ميسر مى‌کنند. ادراک فطرى زشتى و زيبايى افعال مى‌تواند نتيجه سازگارى بشر با محيط زندگى جمعى‌اش باشد (مثل سازگارى حس بينايى با نور خوشيد)

۹- ناظر در مدح و ذم اخلاقى به طور معمول خود را در نقش فاعل مى‌بيند، يعنى انگيزه فاعل را مطابق با زيبايى شناختى خود از فعل مى‌انگارد. ازاين‌روست که کانت مى‌گويد هماره با ديگران آن گونه رفتار کن که دوست دارى ديگران با تو رفتار کنند.

۱۰- مولوى مى‌گويد: «در زمين حيوانکى است که زير زمين مى‌‌زيد و در ظلمت مى‌باشد. او را چشم و گوش نيست زيرا در آن مقام که او باش دارد، محتاج چشم و گوش نيست…خلقانند در ظلمت اين عالم، قانع و راضى و محتاج آن عالم و مشتاق ديدار نيستند. ايشان را آن چشم بصيرت و گوش هوش به چه کار آيد؟ کار اين عالم به اين چشم حسى که دارند بر مى‌آيد…اکنون عالم به غفلت قايم است و اگر غفلت نباشد اين عالم نماند…»- فيه‌مافيه

۱۱- مردم مثل پسر بچه‌يى که بر دوچرخه سوار است، خوب به جلو مى‌‌روند، اما کار از وقتى خراب مى‌شود که بايستد و فکر کنند دارند چه مى‌کنند -برک- تأملاتى در باره انقلاب فرانسه

۱۲- آکويناس: اگر هيچ گناهى مرتکب نشود، بسيارى از امور سودمند از دست خواهند رفت.

۱۳- خود خواهى و سودجويى و لاف زنى و اسراف خدمت مهمى به تعادل معيشت جمعى مى‌کنند و اگر همه زهد و قناعت در پيش گيرند، نظام زندگى مختل خواهد شد. اگر روزى جهان از اين اميال پست تهى شود، مرگ گريبان جمع را در بر خواهد گرفت. عيب و هنر آدميان در زندگى اين جهان، در گرو آن است که ندانند چه مى‌کنند، و از بدى يا از عاقبت کار خود بى‌خبر باشند و همين بى‌خبرى است که ستون اين عالم است. به گفته مولوى: «استن اين عالم اى جان غفلت است»

۱۴- بنا بر بند ۸ بايد پذيرفت که سود جويى و جاه طلبى هم خوب است چون براى اجتماع بشرى لازم است و اگر به ظاهر با فطرت فعلى بشر ناسازگار است، در آينده در سير تکامل اين سازگارى حاصل خواهد شد. اما بنا بر بند ۷ چون علم و نيت فاعل خير نيست، لابد اين کارها شايسته مدح و پاداش نيستند!

۱۵- اما مى‌توان بنا بر بند ۹ انگيزه فاعل را مطابق با زيبايى شناسى خود تصور کرد (پيامد گرايى به جاى انگيزه گرايى) و لذا اخلاق را وارونه کرد: سودجويى و جاه طلبى را بر صدر نشاند و زهد و قناعت را در ذيل.

۱۶- گناهى که مسيحيت، فطرت انسان را به واسطه هبوط آلوده آن مى‌داند، در واقع همين غفلت است که با به صليب کشيده شدن مسيح، آمرزيده شده است. پس اگر هم نتيجه‌گيرى بند ۱۵ را قبول نداريم، دست کم مى‌توان پذيرفت، سيئات غافلانه فردى گناه نيستند، اگر هم گناه‌اند، بخشيده شده‌اند!

۱۷- دين در مورد اخلاق با اين روى‌کرد، بى‌طرف است.

ادامه دارد.

بخش اول این نوشته



نيما قديمى :: December 16, 2005 :: انديشه

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1371

مطالب دیگر در زمینه انديشه

احمدى نژاد و مهدويت - نگاشته شده در یکشنبه ۲۹ آبان ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
تکه‌اى از آن آيينه شکسته - نگاشته شده در شنبه ۱۴ آبان ۸۴ به قلم:: پارسا صائبى
نگاه (هانا آرندت) - نگاشته شده در دوشنبه ۱۴ شهریور ۸۴ به قلم:: آلیوس
عشق، ايمان و ولايت - نگاشته شده در پنجشنبه ۱۰ شهریور ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
ایمان خطرآفرین است (3) - نگاشته شده در چهارشنبه ۹ شهریور ۸۴ به قلم:: لرد کاوی

نظرات شما:

سلام دوستان ما جديدا پادكست خودمان را راه اندازي كرده ايم اگر برايتان امكان دارد ان را معرفي كنيد ... ممنون!

نوشته شده توسط : آشوب در روز ۲۶ آذر ۱۳۸۴، ۲:۱۰ صبح

درود:
کماکان منتظر ادامه هستم تا ببینم در آخر به کجا ما را می رساند!
پاینده باشی

نوشته شده توسط : Lord Kavi در روز ۲۸ آذر ۱۳۸۴، ۱۰:۴۷ بعدازظهر

سلام جناب لرد، من اين ادامه دارد را نوشتم که مجبور باشم تمامش کنم، ولى متأسفانه چند روزى فرصت ندارم. سعى مى کنم در اولين فرصت و با يک قسمت ديگر جمعش کنم.

نوشته شده توسط : نيما در روز ۲۸ آذر ۱۳۸۴، ۱۰:۵۴ بعدازظهر









Remember personal info?