<گاهی عشقِ تنها کافی نیست پنجشنبه ۱ دی ۸۴
به مناسبت شب یلدا ترجمهای از ترانهی "گاهی عشقِ تنها کافی نیست"(Sometimes love just Ain’t enough) اثر پتی اسمیت و دان هنلی را تقدیم دوستان میکنم:
برای خواندن متن انگلیسی ترانه و گوش دادن به آن به این آدرس مراجعه کنید.
نمیخواهم تو را از دست بدهم.
ولی نمیخواهم فقط برای اینکه کسی را در کنارم داشتهباشم،
از تو استفاده کنم.
و من نمیخواهم از تو متنفر باشم
نمیخواهم تو را با خود ببرم،
ولی نمیخواهم من آنی باشم که افسوس میخورد.
این دیگر برای کسی مهم نیست
ولی من مثل یک اَبله دایما جای خود را ازدست میدهم،
و چهره تو در لحظه وداع دایم جلو چشمانم است.
وقتی کسی را بیش از حد دوستداری خطر در انتظارت است
و غمگین است وقتی میفهمی که نمیتوانی به قلب و احساست اعتماد کنی.
حتما کسانی که در جای خود باقی نمیمانند دلیلی دارند.
عزیزم بعضی وقتها عشقِ تنها کافی نیست
من هیچگاه نمیتوانم تو را تغییر دهم
نمیخواهم ملامتت کنم
عزیزم تو مجبور نیستی که مسوول اشتباهات دیگران باشی.
آری ممکن است تو را آزرده باشم
ولی تو را ترک نکردم
فکر کنم من میخواستم همه چیز را داشته باشم.
صدایی مانند رعد ایجاد میکند
باعث میشود که من احساس باران را داشته باشم
و مثل ابلهی که هیچگاه حقیقت را نمیبیند
من فکر میکنم که چیزی تغییر خواهد کرد.
ولی خطری در دوستداشتن زیاد کسی وجود دارد
و غمگین است وقتی میفهمی که این قلبت است که نمیتوانی به آن اعتماد کنی
حتما دلیلی که مردم جایگاه خود را حفظ نمیکنند.
عزیزم بعضی وقتها عشق کافی نیست.
دیگر راهی به خانه وجود ندارد
وقتی تو شب را کاملا تنها هستی
آیا چیزی هست که میخواهی بگویی؟
آیا مرا در کنار خودت در تخت احساس میکنی
دقیقا همانجا؛ آنجایی که من عادت داشتم بخوابم؟
ولی خطری در دوستداشتن زیاد کسی وجود دارد
و غمگین است وقتی میفهمی که این قلبت است که دیگران نمیتوانند لمس کنند
حتما دلیلی هست که مردم آنکسی که هستند همیشه نمیمانند،
چون عزیزم بعضی وقتها عشقِ تنها کافی نیست
عزیزم بعضی وقتها عشقِ کافی نیست.

