<رد برهان علیت پنجشنبه ۱۳ بهمن ۸۴

با درود:
مدتی نتوانستم در دنیای مجازی وب حضور داشته باشم و از یک سری از حواداث، اتفاقات و مطالب جای ماندم. در این مدت به نظر می‌رسد که بحث‌های خداشناسی دوستان مسیری دیگر یافته است و من عقب‌مانده از این همه، باید سعی در تطابق مطالبم داشته باشم! لذا از ادامه بحث‌ قبلی در مورد وجود و یا عدم وجود خدا، خودداری کرده و با نقدی در مورد برهان علیت، خود را با بحث‌ها به‌ روز می‌کنم!

تعریف برهان علیت:
در ميان پديده ها سلسله از علل وجود دارد، و چون تسلسل علل ممكن نيست، بايد علت نخستيني وجود داشته باشد. اين علت نخستين خداست.

من برای رد این برهان در دو دسته بندی کلی بحث را مطرح می‌کنم. یکی ردی پایاپای با برهان است که سعی شده با توجیحاتی همانند خود برهان رد شود و دیگری پا را فراتر می‌گذارد و به طور اساسی برهان را خدشه دار می‌کند:
در این دنیایی که ما زندگی می کنیم، به ما عادت داده شده است که برای هر رویدادی دلیلی را ایجاد کنیم. البته این امر در اکثر موارد و حتی می‌توان گفت در تمامی موارد صادق است و ما در پسِ هر رویدادی دلیلی را می‌بینیم. تمامی دانسته‌های ما برای خود دلایلی دارند که ما آنها را برایشان، می‌تراشیم. اما آیا می‌توان جهانی بدون علت را در نظر گرفت؟ آیا یک چنین چیزی می‌تواند وجود خارجی داشته باشد؟
1. مشکلی بزرگ و اساسی در مورد این برهان وجود دارد که در ابتدا به چشم نمی آید و این موضوع نیز دلایل خاص خود را دارد. مثلا اینکه آنرا برای ما طوری مطرح می‌کنند که هرگز مشکلی در آن نبینیم. نوعی پیچاندن در توضیح این مسئله!!!
مشکل اساسی در تعریف برهان پنهان است. ما در تعریف‌مان، جهانی را متصور می‌شویم که در آن هیچ پدیده بدون علتی وجود ندارد و ما در یک سلسله روابط علت و معلولی اسیریم. همه پدیده ها علتی دارند و این مسئله تا بی نهایت می‌رود. اما سئوال اینجاست که، در یک چنین جهانی، چگونه ما موجودی را وارد می‌کنیم که می‌تواند علتی نداشته باشد؟ اگر خدا نیز پدیده‌ای مربوط به همین جهان است که ما به بیانش پرداخته‌ایم، پس باید خصوصیات این دنیای ما را همانند دیگر پدیده‌ها داشته باشد و او نیز علتی داشته باشد!!! اما اگر ما خدا را بی علت فرض کنیم، اصل خود را زیر سئوال برده ایم که می‌گوید "همه پدیده‌ها علتی دارند". چون برای یک پدیده استثنا قائل شده‌ایم و این یعنی تناقض و به طور کلی این مسئله منتفی می‌شود!
و حال اگر بخواهیم خدا را استثنا در این جهان علت و معلولی بدانیم، پس صد در صد، استثناهای دیگری هم، بدون علت پیدا خواهند شد و این دوباره در فرض اولیه ما خلل وارد می‌کند. بحث بر سر جهان شمولی علیت است. اگر جهان شمول است، پس خدا هم علتی می‌خواهد؛ اما اگر خدا استثنا باشد، پس علیت جهان شمول نیست و در این صورت پدیده‌های دیگری نیز می‌توانند بدون علت وجود داشته باشند!!!
من در جایی، یک سری مطالب دیدم که به نظرم تکمیل کننده این بحث خواهند بود. مثلا اینکه برای جدا کردن خدا از چنگال علت و معلول می‌گویند که خدا مادی نیست که بتوان در جهانی مادی او را مورد قضاوت قرار داد! ولی آیا در اصل برهان چیزی در مورد مادی و یا غیر مادی بودن پدیده‌ها ذکر شده است؟ آیا ما پایه‌های بحث را بر اساس جهان‌های مادی و غیرمادی بنا کردیم؟ پس این مسئله مادی و غیر مادی بودن چرا در ادامه به وجود آمد؟ مگر علیت بر اساس جهان مادی شکل گرفت که اکنون با وارد شدن غیر مادی، بتوانیم برای خدا ، استثنا قائل شویم؟
تمامی اینها نشان دهنده این است که این بحث خیلی ساده شکل گرفته است و هنوز با پیچاندن مغز من و شما خودش را اثبات می‌کند! این دلیلی پایاپای با خود برهان بود.

2. دلیل دومی که می خواهم ذکر کنم، هیچ ارتباطی با قسمت اول که دلیلی به اصطلاح کلاسیک بود ندارد. می‌توان این دلیل را رد نوین برهان دانست!
این بحث را می‌توان از نظریه کوانتوم فیزیک جدید نتیجه گرفت به طوری که اثبات می‌کند پدیده‌هایی می‌توانند بدون علت وجود داشته باشند!!! این تئوری بر اساس اصل عدم قطعیت استوار است و بر این اساس پدیده‌های کوانتومی غیر قابل پیشبینی‌اند و در این دنیا (دنیای کوانتومی) دیگر نمی‌توان گفت که A علت B است! در این تئوری به همه چیز به طور کلی نگریسته می شود، یک کل! و روابط علت و معلولی زیر سئوال می‌روند چون علت و معلول بدون هم، نیستند و نمی توان یکی را بدون لحاظ دیگری در بر گرفت!

واقعیت اینکه من نیز دچار سردرگمی شده‌ام. این بحث بسیار پیچیده است و درک آن مشکل. من هم از این تئوری عظیم اندک چیزی، بیش نفهمیدم! واقعا عجیب است و مفاهیمش باور نکردنی است. با هیچیک از دانسته های ما از جهان خارج تطابق چندانی ندارد. تمامی اساس و اصول ادراکات ما را از جهان به هم می ریزد. چون خودم هم هنوز درک چندانی ندارم، از نوشتن بیشتر در این مورد صرفه نظر می کنم. اما تا بدین جا بدانید که ایراد بزرگی را نظریه کوانتوم به علت و معلول وارد می کند، بطوری که در برابر این همه عظمت، این برهان مسخره به نظر می رسد!



لرد کاوی :: February 02, 2006 :: انديشه

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1411

مطالب دیگر در زمینه انديشه

احمدى نژاد و مهدويت - نگاشته شده در یکشنبه ۲۹ آبان ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
تکه‌اى از آن آيينه شکسته - نگاشته شده در شنبه ۱۴ آبان ۸۴ به قلم:: پارسا صائبى
نگاه (هانا آرندت) - نگاشته شده در دوشنبه ۱۴ شهریور ۸۴ به قلم:: آلیوس
عشق، ايمان و ولايت - نگاشته شده در پنجشنبه ۱۰ شهریور ۸۴ به قلم:: نيما قديمى
ایمان خطرآفرین است (3) - نگاشته شده در چهارشنبه ۹ شهریور ۸۴ به قلم:: لرد کاوی

برای دیدن همه نوشته های فانوس در این زمینه آرشیو انديشه را ببینید.

نظرات شما:










Remember personal info?