<حمایت از سندیکا، گوگل درچین و چند موضوع دیگر جمعه ۱۴ بهمن ۸۴
1) امروز کارکنان و رانندگان شرکت واحد به سرکار نمیروند وبلاگهایی هم برای همراهی در این حرکت و همدردی با رانندگان امروز را به سندیکا اختصاص دادهاند:

کاش دوستان بیشتری نیز به این حرکت بپیوندند و از درخواستهای صنفی (و نه سیاسی) این گروه زحمتکش حمایت کنند. در اینجا هم لیست وبلاگهای حامی این حرکت رو میبینید. اینجا هم ترجمه اعلامیه سازمان عفو بینالملل است، اصل مطلب را در لینکها ببینید.
2) ماجرای این قرارداد گوگل با دولت سرکوبگر و سانسورچی چین این هفته باعث تعحبم شد. این مطلب رو اول در وبلاگ جادی دیدم و وقتی چند لغت را در گوگل دات کام و گوگل چین با هم مقایسه کردم واقعا تاسف خوردم. شاید جالبترین جستجو شاید جستجو در عکسهای گوگل باشد که با نگاهی ساده اوج این قضیه را میتوان دید. مثلا در گوگل دات کام بیشترین نتیجه برای میدان تیان من در صفحه اول همان عکس معروفی است که یک دانشجوی چینی را در مقابل چندین تانک نشان میدهد اما در گوگل چین نتیجه همین جستجو گل و بلبل است. من جستجویی هم با واژه (Falun Gong) فالون گونگ انجام دادم (برای اطلاعات را جع به فالون گونگ مطلبی که مدتی پیش نوشته بودم را میتوانید ببینید) در گوگل چین مطلب اول "حقیقت راجع به فالون گونگ" نام دارد و در اصل کل این مطلب را زیر سوال برده. گویا دولت چین قصد دارد بجای فیلتر کردن اطلاعات واقعی، اطلاعات جایگزین را به خورد مردم بدهد و مغزشویی انجام دهد. این هم مطلبی در ایران 19 در همین زمینه.
3) دیروز گزارشی در شبکه سی ان ان نشان داد از زندانهای فیلیپین که چگونه کودکان 12-13 ساله را در قفسهای چند طبقه قرار داده بودند. واقعا تاثر برانگیز بود، خبرنگاری که گزارش را تهیه کرده بود با جاسازی یک دوربین در لباس خود گزارش را تهیه کرده بود چون مسوولین زندان ورود هر دوربین و حتی موبایل به زندان را ممنوع کردهاند.
4) گزارش امانپور از ایران را هم از همون سی ان ان دیدم، گزارش به نظرم منصفانه تهیه شده بود. امانپور با گروهها و افراد مختلف از بسیجیهای تندرو در مسجد، مردم فقیر در بندر عباس که برای زندهماندن تلاش میکنند و جوانان گفتگو کرده بود و به شکلی به همه جوانب جامعه مملو از تضاد ایران پرداخته بود! مرد میانسالی در بندرعباس که صراحتا نارضایتی از دولت و حکومت و وضع زندگی خود را بیان کرد، کسی که ناچار با مسافرکشی شبانه روزگار میگذراند، امانپور از رییس جمهور سوال کرد که بعضی از مردم از شما ناراضی هستند (با ذکر مثال علی، مرد بندرعباسی) و احمدینژاد جواب داد که این مردم در رویای شما هستند و همانطور که دیدید "همه" مردم بندرعباس به دیدار من آمده بودند و شعار میدادند!
کلا گزارش بدی نبود. اولین بار بود که تسلط امانپور به فارسی را هم شنیدم!
5) چند جمله بیربط هم در انتها: (این شماره اصلا سیاسی نیست، از دید ایمنی نگاه کنید!)
چرا ملت فرق غنیسازی (که تنها به هدف ساختن بمب میتواند باشد) را با انرژی هستهای نمیدانند؟
دستآوری به انژی صلحآمیز هستهای حق ماست و دولت و مردم برایش شعار میدهند؛
ایمنی پرواز حق ما نیست؟
ایمنی در رانندگی حق ما نیست؟
ایمنی شغلی حق ما نیست؟
نتیجه: ممکن است بعد از دستآوری به انرژی هستهای ایمنی هستهای هم نداشتهباشیم! البته با نگاهی به رعایت مسایل ایمنی در فعالیتهای هستهای در حال حاضر و حتی زندگی روزمره مردم (مثلا کمربند ایمنی)، فقط باعث نگرانی در مورد حوادث احتمالی و جبران ناپذیر در سایتهای هستهای میشود. پارسا هم در چند قسمت در این زمینه نوشته بود: ایرانی بازی در ایمنی
پانوشت: بعد از مدتها که نوشتههایم در فانوس بیشتر حالت مقالهای داشت گفتم یک مطلب دستهبندی شده «وبلاگی» هم بنویسم.

