<آنفولانزاى پرندگان، هولوکاست، و عدالتخانه یکشنبه ۳۰ بهمن ۸۴

خاتمى خوش‌خدمتى زيادى به آقايان کرد: صندوق ذخيره ارضى را پر کرد و داد دستشان تا به جاى سرمايه‌گذارى روى پروژه‌هاى عمرانى و با بازده طولانى مدت، راه بيفتند بودجه را بين استان‌ها تقسيم کنند و با طرح‌هاى کوتاه‌ مدت، وجهه‌اى در بين مردم دست و پا کنند. اما دولت قبلى سر مسأله شيوع وبا خرج زيادى روى دست دولت فعلى گذاشت و مسؤولان جديد، عمل‌کرد وزارت بهداشت را در دوره پيشين زير سؤال بردند که چرا بى‌خودى شلو‌غش کردند. مگر همه‌اش چند نفر ممکن بود به وبا دچار بشوند و تازه به سرعت تحت مداوا قرار نگيرند و بميرند. فرض کنيد به جاى صد نفر، دويست نفر يا فوقش هزار نفر مى‌مردند. کل هزينه دوا درمان و ديه آن هزار نفر مگر چقدر مى‌شد که وزارت جهاد و کشاورزى دولت فعلى مجبور شد اين همه خسارت به سبزى‌کارها بدهد؟

من که پزشک نيستم ولى ربط آنفولانزاى مرغى با هولوکاست را مى‌توانم حدس بزنم: دولت جديد، هرگز اشتباه دولت قبلى را تکرار نخواهد کرد. براى چه بايد يک بحران ديگر در مملکت درست کند تا سال ديگر مجبور شود خسارت مرغ‌دارى‌ها را بدهد. چشمش کور هزينه درمان احتمالى چند صد نفرى که ممکن است به احتمال خيلى کم به اين بيمارى مبتلا شوند را مى‌دهد. چند نفرى هم که شايد بميرند، خونشان رنگين‌تر از فرماندهان سپاه که نيست، فرض مى‌کنيم هواپيمايشان سقوط کرده. تازه هنوز پول يک هواپيماى دست دوم هم جلو هستيم.

چپى‌ها و مجاهدين (همان منافقين خلق خودمان‌) همه‌اش براى هم کرى مى‌خوانند که تابستان ۶۷ از ما بيشتر کشتند. يکى مى‌گويد ۳ هزار نفر، ديگرى مى‌گويد ۶ هزار نفر و ديگرى ۱۸ هزار نفر و برو بالا. اين کرى خواندن‌ها روى سلطنت طلب‌ها را زياد مى‌کند، که ديديد اين رژيم با شما چه کار کرد، مگر ما روز ۱۷ شهريور همه‌اش روى هم چند نفر کشتيم؟ ۶۰۰ نفر، ۶۰ نفر نه آقا ۱۸ نفر!

دوستان گرامى، به خصوص آليوس عزيز که حق سر دبيرى گردن ما دارى، فکر کرده‌ايد با کى طرف هستيد، که برايش دليل و سند مى‌آوريد. از کسانى که ارزش انسان را با شتر مى‌سنجند، چه انتظارى داريد؟

گفتم سر دبير که اگر پس‌فردا ما را گرفتند، نگويد بخشش چرا اعدامش کنيد. حالا سخن يک چيزى گفته، ما که پشت فيلتر نمى‌توانيم بخوانيم ولى اينطور که شايع شده است، گفته‌اند بايد به ادبيات مشروطه برگرديم. ولله ما که بارها گفتيم روشن‌فکر‌هاى ما هرچه هم تلاش کنند مار بکشند، شعبان بى‌مخ‌هايى پيدا مى‌شوند که مار خوش خط و خال‌ترى بکشند. عزيز من اگر آن ادبيات کارساز بود، بعد صد سال سر جاى اولمان نبوديم.



نيما قديمى :: February 19, 2006 :: سیاست

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1425
بلاگ نیوز
Excerpt: خاتمى خوش‌خدمتى زيادى به آقايان کرد: صندوق ذخيره ارضى را پر کرد و داد دستشان تا به جاى سرمايه‌گذارى روى پروژه‌هاى عمرانى و با بازده طولان...
Weblog:
Tracked: February 19, 2006 10:50 PM

مطالب دیگر در زمینه سیاست

همه ما لایق "فردا" هستیم! - نگاشته شده در جمعه ۳ تیر ۸۴ به قلم:: سحر حکمت
مراسم پوززنی - نگاشته شده در چهارشنبه ۱ تیر ۸۴ به قلم:: عباس معروفی
پراکنده‌گويى در مورد انتخابات - نگاشته شده در چهارشنبه ۱ تیر ۸۴ به قلم:: نيما قديمى

برای دیدن همه نوشته های فانوس در این زمینه آرشیو سیاست را ببینید.

نظرات شما:

از خاتمي گفتيد واقعآ چه مرد نازنيني بود هولوكاست و آنفوانزا را هستم در مورد سال 67 خبرها ضد و نقيض است ما كه هر چه تحقيق كردم چيزي دستمان نيامد در مورد سردبير اين سايت چيزي نمي دانم اميدوارم مشكلي به وجود نيايد و يك كار گروهي و خوب را حالا حالاها داشته باشيم شعبان بي مخ هم اصولآ انسان خوبي نبود و ظلم هاي زيادي را روا داشته است.

نوشته شده توسط : farshad در روز ۱ اسفند ۱۳۸۴، ۱۰:۱۸ بعدازظهر









Remember personal info?