<سکسولوژى اسلامى سه شنبه ۱۶ اسفند ۸۴
آقاى جامى، نوشتههاى شما را مدتهاست مىخوانم. گاهى هم که فراموشم شود، لينکهاى هم فانوسى ما جناب پارسا، يادآور خوبى است تا سرى به شما بزنم. هميشه مىخوانم و موافق يا مخالف مىگذرم و چون به برترى دانش و اندوختهى ذهنى شما باور داشته و دارم، حتا اگر موافق نباشم، خودم را نهيب مىزنم که بيشتر بخوان، شايد نظرت تغيير کند. اينبار هم اگر جسارت مىکنم، اميدوارم حمل بر گستاخى نشود، چه حتم دارم چنين نيست. شايد اشتباه مىکنم، که خوشحال خواهم شد راهنمايىام کنيد.
راستش خبر روز را که ديدم، خيلى ناراحت شدم. بهتر است بگويم عصبانى شدم، چون چند روزى بيشتر از سانسور فانوس براى سومين بار در يک سال گذشته، نمىگذشت که مىديدم اين با عرض معذرت خذعبلات (زحمت جمع فارسى بستنش را هم به خودم نمىدهم) منتشر شدهاند. قبول که نبايد حرف از سانسور زد، ولى مىتوان آنچه را اجازه نشر گرفته کنار آن بسيارى که به تيغ جهل سپرده شده، گذاشت و از مخاطب خواست که خود قضاوت کند.
گزارش روز را کنار بگذاريم و اين تقويم را. بياييم سراغ حليةالمتقين و آموزش جنسى. دوست عزيز، تأکيد مىکنم، نمىگويم که بايد سانسورکرد، ولى آموزش جنسى به روايت مجلسى را هم نبايد به فال نيک گرفت؛ برعکس اين نهايت فلاکت و بدبختىاست. بارها و بارها گفتهام که اگر بخشى از آموزههاى دين را بر مىگزينيم، پيامدهاى آنرا هم ببينيم و بپذيريم. به نظر من مصباح بسيار منطقىتر است تا بسيارى از روشنفکرهاى ما، چون ساختمان فکرى او بر شالوده محکمى استوار است؛ در حالى که ما، روبناى پر زرق و برق دموکراسى و و پيشرفت را دوست داريم ولى اجازه نمىدهيم کسى به جمکران امام زمانمان و عزادارى تاسوعا و عاشوراىمان نگاه چپ کند. نمىگويم شما چنين هستيد، يا حليةالمتقين زيربناى فکرى شماست. برعکس سخن من در مورد روبناى آموزش جنسى است!
آموزش جنسى خوب است، پسنديده است، و حتا بايسته است؛ اما نه آموزش جنسى دينى/اسلامى. به نظر من اگر آموزش جنسى دينى شايسته باشد (دقت کنيد، اينبار نمىگويم بايسته) دانشگاه اسلامى و علوم انسانى اسلامى و اقتصاد اسلامى هم شايسته است. و چرا جمهورى اسلامى نباشد؟!
چرا دينى که براى نحوه دخول هنگام مقاربت، آيه و حديث دارد، براى حکومتدارى برنامه نداشته باشد، که ولارطب ولايابس الا فى کتاب مبين؟ به راستى چهقدر فرق به اصطلاح ماهوىاست بين حليةالمتقين و کشفالاسرار و ولايت فقيه؟!
گزارشگر محترم روز را نمىدانم ولى من انتشار اين تقويم را قبيح و ننگآور مىدانم، نه به خاطر آموزش سکس، که به خاطر توهين به دينى که به آن اعتقاد دارم. دينى که هسته معنويتش فراموش که نه، به پوستهاى که خرانش به دندان مىکشند فروخته شده و به فتواى شريعتش، خانقاه عرفان خراب مىکنند. دينى که به جاى آنکه اسباب سربلنديم باشد، گروهى با صورتهاى پرچرک و پشم و دهانهاى کف کرده در حالى که صليب و پرچم آتش مىزنند؛ پيروانش قلمداد شوند و مايه شرمساريم باشد.
جامى عزيز، اسم دين را بردارند و سکسولوژى بنويسند فبهالمراد. نه اين که بگويم دينم را به سکسولوژى نيالايند، که مىگويم سکسولوژى اسلامى ترکيبى بدترکيب است، مثل اقتصاد اسلامى و بسيارى اسلامىهاى ديگر.

