<آقاى ميرزايى شما چرا؟ سه شنبه ۲۳ اسفند ۸۴
- قطعههاى پازل خيلى سريعتر از آنکه فکر مىکرديم، جور مىشود. نمىدانم اين گورکنها از شهيد رضايى خجالت نمىکشند؟ کدام جبهه رفته در ميان آن بسيجىهاى نشريه پارهکن ديده مىشد؟
- براى دانشجوى وقت شهيد رجايى، به خاطر ارايه سمينار درسى (لابد براى ريشههاى انقلاب) در مورد شهيد جاويد، چه مزاحمتها که ايجاد نکردند. همانها که امروز دانشگاه را گورستان کردند.
- ما که زندهايم، شايد از اينکه واژه بسيج را بدنام کرديد، بگذريم. اما آيا درآن قيامتى که به آن اعتقاد داريد (اگر دروغ نگفته باشيد) از اينکه واژه شهيد را هم به ابتذال کشيدهايد در برابر صاحبان واقعى اين واژه شرم نمىکنيد؟
- خوبست قهقهههايتان که کاش آمريکا به نيروگاه بوشهر حمله کند، هنوز در گوشم مىپيچد. شما که قاطعانه مىگوييد، تحريم شامل کالاهاى مصرفى نخواهد شد و تحريم صنعتى به رشد صنعت داخلى کمک مىکند. به نظر کمى در محاسبه اشتباه کردهايد. شايد تحريمى در کار نباشد و در آن صورت اگر دل به اين گورکنها بستهايد که بفرستيد جلوى ماشين جنگى دشمن، سخت در اشتباهيد. از اينها فقط ضرب و شتم زنان و سالمندان برمىآيد. براى جنگ، مثل رضايى بايد، که براى شهادتش، همان دخترها و پسرهايى که مو و لباسشان آزارتان مىداد، گريه کردند …
- وقتى که آدمکشها مسؤول حراست مىشوند، کار فرهنگى مىشود تبديل دانشگاه به گورستان …

