<هنر فراموش‌شده‌ي تئاتر یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۸۵

از بسياري جهات سينما و تئاتر به هم شبيه هستند. براي ما كه به ديدن فيلم‌هاي سينمايي عادت كرده‌ايم و اصولا هيچ‌گاه به ديدن يك تئاتر جدي نرفته‌ايم و يا اين كار را سال‌هاست انجام نداده‌ايم، تئاتر يك نياز نيست. اما برخي وقت‌ها احساس مي‌كنيم نياز به تماشاي فيلم داريم. برخي وقت‌ها هم همين طوري از سر وقت‌گذراني و تفريح فيلم سينمايي تماشا مي‌كنيم. اما چنين چيزي در مورد تئاتر عموما وجود ندارد. اگر به تفاوت‌هاي سينما و تئاتر توجه كنيم، متوجه مي‌شويم كه تئاتر هر چند نمي‌تواند تمامي قدرت نمايشي سينما را داشته باشد اما چيزهايي دارد كه از نظر هنري ارزش كار را از سينما بالاتر مي‌برد.

اولين فرق سينما و تئاتر، زنده بودن و ارتباط مستقيم بازيگر و تماشاچي در تئاتر است. اين زنده بودن، اثرات سنگيني بر كار بازيگر نيز دارد كه آن را بسيار دشوارتر از كار يك بازيگر سينما مي‌كند. همين هم هست كه بسياري از بازيگران موفق سينما و يا اكثريت قريب به اتفاق آن‌ها تجربه‌ي طولاني و ارزشمند بازيگري تئاتر را با خود دارند و به اصطلاح خاك صحنه خورده‌اند. كارگردان سينما مي‌تواند يك صحنه را بيست بار فيلم‌برداري كند و دست‌آخر فيلم‌نامه را عوض كند اما اين كار در تئاتر ممكن نيست. همين هم هست كه نقش كارگردان در برابر نقش بازيگر در تئاتر كم‌رنگ مي‌شود. روي صحنه، اين بازيگر است كه هنرنمايي مي‌كند و در حين اجرا كارگردان جز نظاره كار خاصي نمي‌تواند بكند. اين بازيگر است كه با تمام احساس بازي مي‌كند و تماشاچي را مي‌بيند و تماشاچي مي‌تواند اين را از نزديك احساس كند، انگار كه خودش درون صحنه است و دارد بازي مي‌كند. همزادپنداري براي تماشاچي تئاتر ساده‌تر از تماشاچي سينما است. به همين علت هم هست كه تئاتر بسيار تاثيرگذارتر از سينما است. معمولا صحنه‌ها و وقايع صحنه‌ي تئاتر در ذهن تماشاچي ماندگاري بيش‌تري نسبت به صحنه‌هاي فيلم دارند.

تفاوت ديگر سينما و تئاتر اين است كه عملا پولي از بابت كار در تئاتر گير كسي نمي‌آيد يا اين كه مقدار اين پول چيزي نيست كه قابل به عرض باشد. بنابراين تئاتر كم‌تر در معرض آسيب گيشه قرار مي‌گيرد. نقش عشق به كار در تئاتر پررنگ‌تر است و اين عشق در سناريو و بازي بازيگران تاثير خود را نشان مي‌دهد.

محدوديتي كه در صحنه‌ي تئاتر نسبت به صحنه‌ي فيلم‌برداري و توانايي‌هاي به‌كارگيري انواع تكنيك‌ها و حقه‌هاي سينمايي وجود دارد نيز ارزش هنري كار بازيگر تئاتر را بالا مي‌برد. تماشاچي تئاتر در صحنه چيز مهم و قابل توجهي به جز بازي بازيگر نمي‌بيند كه حواسش را به خود جلب كند. پس با تمام وجود روي كار او متمركز مي‌شود تا پيامش را دريافت كند. در سينما نگاه بيننده اسير كارگردان و فيلم‌بردار است و وقايع را از چشم آنان مي‌بيند اما در تئاتر تماشاچي به تمامي در دستان هنرمند بازيگر قرار مي‌گيرد.

با تمام آن چه گفتيم، تئاتر هنري است كه مخاطب عام ندارد. حتي در بين قشر روشن‌فكر و تحصيل‌كرده نيز بسياري با اين هنر بيگانه‌اند. اين مساله‌اي است كه براي آن بايد كاري كرد. تئاتر ارزشش را دارد كه براي علاقه‌مندي مردم به آن سرمايه‌گذاري شود.



پرنده در قفس :: May 21, 2006 :: فرهنگ

نشانی دنبالک (Trackback) برای این مطلب:
http://www.fanusian.COM/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1460

مطالب دیگر در زمینه فرهنگ

موسقی غربی به طور کل، در ایران حرام شد!!! - نگاشته شده در جمعه ۲ دی ۸۴ به قلم:: لرد کاوی
معرفی کتاب - نگاشته شده در شنبه ۲۳ مهر ۸۴ به قلم:: آلیوس
حتی در فانوس هم ممد چاقه‏ها سانسور می‎شوند - نگاشته شده در پنجشنبه ۱۰ شهریور ۸۴ به قلم:: رحیم مخکوک

برای دیدن همه نوشته های فانوس در این زمینه آرشیو فرهنگ را ببینید.

نظرات شما:

انگار ما زياتي ايم . نه ؟ پس منم نظر نمي تم !

نوشته شده توسط : م. سهرابی در روز ۱ خرداد ۱۳۸۵، ۷:۲۳ صبح

آقا اين بچه رو كي اذيت كرده؟ نه قربون شكلت برم. اين منم كه زيادي ام. قهر نكن ديگه!

نوشته شده توسط : پرنده در روز ۱ خرداد ۱۳۸۵، ۷:۳۹ صبح









Remember personal info?