<شیعهی صفوی! سنی عباسی! (بخش دوم) سه شنبه ۳۱ مرداد ۸۵
به گمان من اختلاف اصلی شیعهی علوی و سنی محمدی در همان سالهای اول بعد از وفات پیامبر وجود داشت و در همان سالها هم سردمداران این اختلاف کار را به جایی که امروز در آنیم نرساندند. برای مثال میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
امام علی 25 سال خانهنشین بود و در این سالها هیچ اقدامی (اعم از مادی، فکری و معنوی) بر خلاف سه خلیفهی قبل از خود انجام نداد.
امام علی نام سه تن از فرزندان پسر خود را ابوبکر (از لیلی بنت مسعود)، عمر (از صهباه بنت ربیعه) و عثمان (از امالبنین) گذاشت. این نمیتواند اتفاقی باشد. این هر سه از شهدای کربلا بودند و البته کدام یک از ما به یاد داریم که در روز عاشورا، مداحان یادی از این سه تن کرده باشند؟
نقل است که امکلثوم، دختر امام علی همسر عمر بود اما قبل از معاشرت، عمر کشته شد و امکلثوم با پسرعموی خود ازدواج کرد (شیخ جعفر نقدی در انوارالعلویه).
این رفتار امام علی، با وجود اختلافی که در امر خلافت وجود داشت، نشان دهندهی این است که وحدت جامعهی اسلامی بر پیگیری این اختلاف برتری دارد.
اهل تسنن مولا علی را و بسیاری از ائمهی تشیع را به بزرگی میشناسند. بزرگی مولا علی و دوستی مولا در بین اهل تسنن چیز غریبی نیست و در کتابهای شعر شاعران سنی از قدیم وجود داشته است. همین الان هم اهل تسنن روز عاشورا را گرامی میدارند و امام حسین را دوست دارند و فاجعهی کربلا را تقبیح میکنند و حتی روز عاشورا را روزه میگیرند (رسمی که در ابتدا بنیامیه وضع کرد تا امام حسین را خوار دارد و پیروزی را جشن بگیرد و بهانهای شد تا این روز در بین مردم هرگز از یاد نرود). مقام علمی امام محمد باقر و امام جعفر صادق مورد تایید اهل تسنن است و تعدادی از رئیسان فرق سنی شاگرد امام جعفر صادق بودهاند و نام تمامی امامان شیعه از جمله امام منتظر در کنار اسامی سایر بزرگان صدر اسلام بر گرداگرد دو شبستان مسجدالنبی با حروف بزرگ نقش بسته است.
متاسفان گفتمان و ذهنیت غالب در حال حاضر در بین شیعه و سنی، شیعهی صفوی و سنی عباسی است. ما فراموش کردهایم که صفویه و بنیعباس محتاج دشمنی بین شیعه و سنی بودند ولی در حال حاضر دلیلی برای دشمنی وجود ندارد که نه هیچ یک از خلفای عباسی زندهاند و نه هیچ یک از امامان شیعه حاضر است تا رئیسجمهور دنیای اسلام شود. آن غایبی هم که شیعه منتظرش است، اهل تسنن هم انتظارش را میکشند و اما در نام و نشانش با شیعه اختلاف دارند که در حال حاضر بیش از این که باعث دشمنی شود وجه مشترک به حساب میآید.
خلاصه این که روشنفکران مسلمان باید برای بازگشت به شیعهی علوی و سنی محمدی تلاش کنند. اینگونه است که شاید بتوان در آینده انتظار داشت همان طور که بین زیدیها و حنبلیها جنگ نمیشود، شیعیان هم جزئی از دنیای اسلام باشند و خود نیز این دید را داشته باشند.

