<اوشين اسلامى شنبه ۲۵ شهریور ۸۵
نقد نرگس براى همميهنان داخل کشور لزومى ندارد، چه ارزشاش را ندارد. براى هموطنان خارج از کشور هم اگر قرار است اين سريال به قول دوستان اوشين اسلامى را ببينند، جز آرزوى صبر و بردبارى حرفى براى گفتن ندارم. چيزى که واداشتم بالاخره چند سطرى در اين مورد تايپ کنم، نه تکرار اين نقطه ضعف بزرگ داستان بود که شخصيتپردازىها خيلىخيلى غير واقعى بودند و نه ايراد به پيامهاى مستقيم و تو ذوقزن صرفهجويى در انرژى و از همه خندهدارتر يا درستتر اينکه چندشآورتر، پيام حق مسلم انرژى هستهاى وسط يک درام خانوادگى-پليسى! حتا از خير آن مهرورزى مأموران آگاهى در حق متهمان به قتل هم مىگذرم و نيز اينکه در تمام مراحل تحقيق و بازجويى فراموش مىکنند لباس شيک متهم زندانى را با لباس زندان عوض کنند.
نکتهى جالب توجه براى من، جواب دستاندرکاران اين سريال بود به اين نقدها: ۸۰ درصد مردم بيننده اين سريال هستند! همه سعى مىکنند هرجا و مشغول هرکارى که هستند خودشان را براى ساعت پخش اين سريال به منزل برسانند! البته ساعت ۱۰:۴۵ فکر مىکنم براى پرکارترين آدمها هم وقت استراحت و آماده شدن براى خواب باشد، دست کم براى هشتاد درصد مردم. خوب البته اينکه اين ملت ۴۵ دقيقه خوابشان را براى ديدن اوشين عقب مىاندازند باز براى صدا و سيما موفقيت چشمگيرى است. يا لابد اينکه مردم در آن ساعت از بين انبوه برنامههاى متنوع و يکى از يکى ديدنىتر شبکههاى هشتگانه تلويزيون ايران و خداى ناکرده شبکههاى مبتذل ماهواره، اين سريال را انتخاب مىکنند، خود نشان از موفقيت نرگس دارد!
يکى نيست بپرسه مردم تو ايران خيلى آلترناتيو براى تفريح و سرگرمى اونم ساعت ۱۱ شب دارند، که اگه بين اون همه، تماشاى سريال آبگوشتى شما رو انتخاب کردند، دم از موفقيت بزنيد؟ پول بادآورده نفت را در اختيار يک رسانه مونولوگ قرار دادن و وقت مردم را گرفتن که هنر زيادى نمىخواد. فريب درآمد تبليغات رو هم نخوريد، که اول و آخر تمام چرخههاى مالى از ماليات بر درآمد و عوارض شهردارى گرفته تا همين درآمد حاصل از فروش زمان تبليغات به درآمد حاصل از فروش نفت بر مىگردد. مىگيد نه، تصور کنيد تحريمهاى سازمان ملل همين فردا شروع بشود!
بگذريم که اصولا ماهيت تلويزيون و ماهواره، بيننده رو لخت و پسيو مىکنه. تلويزيون به خودى خود يک رسانه متکلم وحده است که بيننده به طور معمول آنرا انتخاب نمىکند، حداکثر اينکه از بين شبکههاى مختلف يکى را ـ به خصوص در مورد ماهواره براى بيش از چند دقيقه - انتخاب کند. اضافه کنيد وضعيت ايران را - صرف نظر از حکومت - با سرانه مطالعه مردمش. مگر جز اين است که اين آمار هشتاد درصدى به شکلى ديگر تکرار همان آمار نااميد کننده در مورد سرانه مطالعه مردم ماست؟ چند درصد اين مردم اگر قرار نبود پاى نرگس بشينن، کتابى از قفسه کتابخانهشان در مىآوردند که ساعت ۱۱ شب، خسته بعد از ده-دوازده ساعت کار و گرفتارى در ترافيک و … مطالعه کنند؟
نمىخوام حرفاى هميشهگى رو باز تکرار کنم، ولى خوبه که دستاندرکاران اين پروژه دچار توهم خود هنرمند بينى از نوع خيلى موفقش نشوند. اشتباهى که البته اگر هم مرتکب شدند چندان هرجى برايشان نيست، چه سياستمداران ما هم بارها گرفتار اين نوع توهم مىشوند. وقتى بيست ميليون آدم سر صندوق رأى مىآيند، فکر مىکنند که ما برنامه داديم پس هستيم و هشت سال بعد که ملت اينبار حال نداشتن سر صندوق رأى بروند، عدهاى ديگر خوابنما شدند که ما تحريم کرديم و مردم به حرف ما گوش کردند …
آن هشتاد درصد از سر ناچارى و بىکارى پاى تلويزيون مىنشينند، خودتان را گول نزنيد.

